|
شیخ رجبعلی خیاط می فرمود: «مردم می گویند ما امام زمان را از خودمان بیشتر دوست داریم و حال آن که این طور نیست. اگر این طور باشد باید برای او کار کنیم نه برای خود. همه دعا کنید که خداوند موانع ظهور آن حضرت را بر طرف کند و دل ما را با دل آن وجود مبارک یکی کند.»
از مناجات شعبانیه : الهی! سرپرست باش در کارم . به فضل و عنایت خود که من گنهکارم.
نامه ای از امام مهدی (عج) به شیخ مفید.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 14:38  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
برادران عزيز! طلاب و فضلاى جوان! اين بنيه در جوانى شكل مىگيرد. در جوانى خودتان را بسازيد؛ شما روزگارهاى مهم و حساسى را در پيش خواهيد داشت. اين كشور و اين نظام و اين نهضت عظيم اسلامى در سطح عالم، به شماها احتياج خواهد داشت؛ از لحاظ معنوى بايد خودتان را بسازيد... ارزش تدين، يكى از آن ارزشهاست؛ اين ارزش بايستى رعايت شود. نماز شب خواندن، نافله خواندن، دعا خواندن، ذكر گفتن، متوجه خدا بودن، زيارت رفتن، توسل كردن و به مسجد جمكران رفتن، سازنده است؛ اينها شما را پولادين خواهد كرد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 14:33  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
فقد هربت الیک
الهی! بشنو دعایم را، آن گاه که به درگاهت دعا می کنم؛ و صدای ناله ام ، هنگامی که تو را صدا می کنم؛
امام باقر (علیه السلام):
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 14:28  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
مروه شربینی زنی مصری بود که در دادگاهی در آلمان با هجده ضربه چاقو کشته شد. ضارب شخصی بود که شربینی از او به اتهام اهانت بدلیل پوشیدن حجاب شکایت کرده بود.
مروه شربینی
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 14:52  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
کجایند نواب ها
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 16:17  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
گزيده بيانات رهبر انقلاب در مورد «مفاسد اقتصادی»
مبارزهی با فساد مديرانی معتقد میخواهديكى از مصداقهاى عدالت، مبارزهى با فساد مالى و اقتصادى است كه بايستى جدى گرفته شود. من سالها پيش هم اين را گفتهام، بارها هم تأكيد كردهام، تلاشهاى خوبى هم انجام گرفته است و دارد انجام ميگيرد؛ اما مبارزهى با فساد، كار دشوارى است؛ كارى است كه انسان، مخالف پيدا ميكند. شايعه درست ميكنند، دروغ ميگويند و آن كسى كه در اين ميدان جلوتر از ديگران حركت كند، بيشتر از همه مورد تهاجم قرار ميگيرد. اين مبارزه هم لازم است و بايد انجام بگيرد. خوب، كسانى كه بخواهند اين كارهاى بزرگ را چه در زمينهى پيشرفت، چه در زمينهى عدالت انجام دهند، بايد مديرانى باشند كه به اين چيزها معتقد باشند؛ حقيقتا عقيده داشته باشند كه بايد عدالت برقرار شود، بايد با فساد مبارزه شود. مديران معتقد و مؤمن به اين مبانى كه داراى شجاعت باشند، داراى اخلاص باشند، داراى تدبير و عزم راسخ باشند، قطعا ميتوانند اين مقاصد و اين اغراض عالى الهى را تحقق ببخشند. اين مطلب اولى كه لازم بود عرض كنم. بيانات در حرم امام رضا عليهالسلام 01/01/1388
بنده با مفاسد ميانهاى ندارم و نسبت به آن اغماض نمىكنم» چرا در مبارزه با مفاسد اقتصادى وقتى نوبت به مسؤولان نظام مىرسد، اين حركت متوقّف مىشود؟ البته اينطور كه تصوّر مىكنيد، نيست؛ اين از همان موارد ابهام آفرينى است. اينطور نيست كه وقتى به مسؤولان مىرسد، مبارزه نشود؛ نه، در مواردى نسبت به مسؤولان سختگيرى بيشترى هم مىشود. شما بدانيد الان قوّهى قضاييّه از طرف جماعتى - نمىگويم چه كسانى - كه آدمهاى بدنامى هم نيستند؛ مردمان خوبى هم هستند، متّهم است به اينكه نسبت به مسؤولان دولتى و نظام زيادى سختگيرى مىكند؛ حالا اين دوستمان - برادر يا خواهرمان - مىنويسند كه نسبت به مسؤولان اغماض مىشود؛ نخير، به هيچوجه اينطور نيست. جرم را بايد شناخت، ميزان جرم را بايد فهميد، آنگاه توقّع مجازات متناسب با ميزان جرم را داشت. اينها و پروندههاى ديگرى هم كه اسم آورديد، بررسى شده است. اگر بنده بدانم در نمايندگانم مفاسدى وجود دارد، قطعاً برخورد مىكنم و ملاحظهى هيچكس را نمىكنم؛ منتها نبايد به شايعات اعتماد كنيد. شايعه درست كنند كه فلانى بخوربخور دارد، فلانى فاسد است؛ نخير، اينطور نيست؛ ما اطّلاع داريم و مىدانيم. كانالهاى ارتباطى بنده خيلى وسيع است و برخلاف آنچه بعضيها تبليغ مىكنند، به هيچوجه منحصر به يك يا دو كانال نيست؛ من از راههاى مختلف ارتباط برقرار مىكنم و خيلى چيزها را مىدانم. اينطور نيست كه واقعاً جرم و فسادى اتّفاق افتاده و نسبت به آن اغماض شده باشد؛ نه. بنده با مفاسد ميانهاى ندارم و نسبت به آن اغماض نمىكنم. بيانات در جلسهى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 22/02/1382 فعاليتها كمتر از آن حدّى است كه بنده را خشنود و راضى كند» آيا اقدامات قواى سهگانه در مورد پيام هشت مادّهاىِ حضرتعالى در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادى راضى كننده است؟ لطفاً نظر خود را بيان بفرماييد. من خصوصى به شما عرض مىكنم: نه! واقعاً من از آنچه اتّفاق افتاده، راضى باشم؟ نه، كمتر از آن حدّى است كه بنده را خشنود و راضى كند؛ اما انصافاً تلاش كردند. در جلسهاى كه اخيراً با مسؤولان قواى سهگانه داشتيم، به آنها گفتم دو سال گذشت. قوّهى قضاييّه و قوّهى مجريّه گزارش فعاليتهاى خود را آوردند. حجم فعاليتها خوب است - در اين نمىشود ترديدى داشت - ستادى هم تشكيل دادهاند كه نسبتاً فعال است؛ ليكن آن مقدارى كه بنده را راضى كند، نيست. بيانات در جلسهى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 22/02/1382 خانوادهی مجرم را نبايد مجازات كنيم!» چرا با مسؤولان ردهبالايى كه در زمينهى فعاليت اقتصادى دچار فساد شدهاند، يا با مفاسد اقتصادى برخورد قاطع نمىكنند، برخورد لازم نمىشود؟ چرا شفّافيت لازم در اين مورد براى مردم صورت نمىگيرد؟ اينكه بگوييد با كسانى كه دچار فساد شدهاند، برخورد قاطع نمىشود، اين را قبول ندارم؛ نه، برخورد مىشود. اينكه بگوييد با كسانىكه قاطع برخورد نمىكنند، چرا برخورد نمىشود، جواب اين است كه با كسانىكه قاطع برخورد نمىكنند، چگونه برخورد كنيم؟ برخورد لازم همين است كه تذكّر و هشدار بدهيم و به آنها بگوييم؛ اما شفّافيت لازم در اين مورد براى مردم صورت نمىگيرد. يك وقت اين انتظار وجود دارد كه مرتّب اعلاميه داده شود و بگويند فلان كس را گرفتيم، پدر فلان كس را درآورديم، فلان كس اين فساد را كرده؛ اين درست نيست و برخلاف سياست اعلام شدهى ماست؛ ما گفتيم اصلاً نگوييد. در مواردى هم كه اعلام و جنجال شد، بنده با آن وضعيت موافق نبودم. اين تصميم را بر اساس محاسبه گرفتيم و اين محاسبه هم حكيمانه است و بر اين اساس نيست كه چيزى لاپوشى و پنهان نگه داشته شود؛ ابداً. بنده نمىخواهم ملاحظهى كسى را بكنم؛ منتها فكر نمىكنم تا چيزى قطعى و اثبات نشده، بزرگ بودن و اهميتش ثابت نشده، محاكمه نشده و روى آن قضاوتى نيست، بايد سرِ زبانها بيفتد و مطرح شود. هر كس اين كار را بكند، بنده موافق نيستم؛ چه مطبوعاتيها، چه راديو و تلويزيون و چه ديگران؛ اما آمارِ كارشان را بيان كنند؛ آن هم در صورتى كه اسم افراد آورده نشود. اين را من به شما عرض كنم: يك نفر جرمى مىكند، آدمِ خيلى بدى هم هست، بايد هم مجازات شود؛ اما اگر ما اسم او را اعلام كرديم، با اين اعلان، چند نفر مجازات مىشوند؟ پسر و دختر او هم كه در مدرسه يا دانشگاه درس مىخوانند و در محلّهى خود رفت و آمد دارند، مجازات مىشوند. اين كار چه لزومى دارد؟ بگذاريد مجرم زندان برود و فىالجمله گفته شود اين كار انجام گرفته؛ ديگر چه لزومى دارد ما بچهى دبستانى، دبيرستانى و دانشگاهىاش را هم - كه هيچ گناهى ندارند - مجازات كنيم؟ مگر وقتى كه اجبار باشد؛ يعنى زمانى كه وضعيت به گونهاى است كه غير از اين امكان ندارد. آنجا چارهاى نيست؛ اما تا هنگامى كه مىشود اعلان نكرد، با اينطور كارها خيلى موافق نيستم. بيانات در جلسهى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 22/02/1382 اگر از افراد زير نظرم مفاسد اقتصادى ببينم، بدون ترديد با او مماشات نمىكنم » در حركت به سمت پيام جنابعالى، با برخى از مسؤولان متخلّف مواجه مىشويم كه جنابعالى آنها را منصوب فرمودهايد. عدّهاى از دوستان مىگويند اگر رهبرى لازم مىدانست، به آنها تذكّر مىداد يا آنها را بركنار مىكرد. نظر جنابعالى چيست؟ اگر من كسى را منصوب كرده باشم و بعد در او عيبى از قبيل همين مفاسد اقتصادى ببينم، بدون ترديد با او مماشات نمىكنم و او را كنار مىگذارم - مثل نمايندگيهايى كه هستند و بعضى سمتهاى معروف - منتها معلوم نيست آنچه دربارهى آن شخص گفته شده، حقيقت داشته باشد. نسبت به برخى افراد حرفهايى مىزنند كه من هم آن حرفها را شنيدهام و از نزديك مىدانم كه خلاف است و درست نيست؛ ممكن است اين هم از آن قبيل باشد. بههرحال بنده فساد را در كسى كه با حكم من منصوب شده و مىتوانم او را از آن كار بركنار كنم، تحمّل نمىكنم؛ اما اينكه «اگر رهبرى لازم مىدانست، به آنها تذكّر مىداد» بله، آنجايى كه جاى تذكّر است، تذكّر مىدهم؛ اما تذكّر به شخص چيزى نيست كه از تلويزيون پخش شود. آن مقدار كه شما مىبينيد بنده در سخنرانيها، نماز جمعه و در ديدار با هيأت دولت تذكّر مىدهم و نصيحت مىكنم - كه در خبرها پخش مىشود - چند برابرش را گاهى با زبانهاى بسيار تلخ، در جلسات خصوصى به مسؤولان مىگويم؛ ليكن بنا نيست كه هرچه به مسؤولان تذكّر مىدهيم و مىگوييم يا تلخى نشان مىدهيم، حتماً پخش شود تا مردم مطّلع شوند. هدف اين است كه آن شخص راهنمايى شود، كه خيلى از اوقات اثر مىكند و گاهى هم اثر نمىكند و بعد مىبينيد آن شخص مىرود. بيانات در جلسهى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 22/02/1382 پشتوانهى مردمی قوّهى قضاييّه» آيا حركتهايى همچون تجمّع مقابل قوّهى قضاييّه و مطالبهى شديد از آنها در جهت مبارزه با مفاسد اقتصادى، تضعيف نظام است؟ فرق مىكند. گاهى اوقات قوّهى قضاييّه مايل است واقعاً كارى انجام دهد، كه اگر پشتوانهى اينطورى هم ببيند، حتماً انجام خواهد داد. بعضى از امواج سياسى جلوِ قوّهى قضاييّه را در بعضى از كارها مىگيرد؛ بنابراين تصوّر نمىكنم اين كار تضعيف نظام باشد. البته گاهى ممكن است در شرايطى تضعيف باشد، اما در شرايطى هم تقويت است؛ يعنى در واقع كمك به آنهاست تا كارى را كه مىخواهند، بتوانند بكنند و در برابر بعضى از جريانهاى سياسى كه مزاحمت ايجاد مىكنند، حربهى قويترى داشته باشند. بيانات در جلسهى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 22/02/1382
برخورد با مفاسد اقتصادى براى نظام اهميت حياتى دارديك سال پيش بود كه ما مبارزه با مفاسد اقتصادى را عرض كرديم و دستگاهها را ترغيب نموديم كه در اين مبارزه جدى باشند. اهتمام به اين كار به خاطر آن است كه مفاسد اقتصادى، جريان آلودهاى است كه اگر جلوگيرى و با آن مبارزه نشود، كل فضا را آلوده خواهد كرد. بحث يك جرم منفرد و تك افتاده نيست؛ برخورد با مفاسد اقتصادى براى نظام اهميت حياتى دارد. البته در آن نامهاى كه به رؤساى محترم سه قوه نوشتم، عرض كردم مراقب باشيد تخلفات مديريتى را كه غالبا به اشتباه بر مىگردد، با جرائمى كه كسى از روى عمد مرتكب مىشود، مخلوط نكنيد. بيانات در ديدار رئيس، معاونان و كاركنان قوهى قضاييه، در آستانهى سالروز هفتم تير 05/04/1381 جنجال تبليغاتى نسبت به كارى كه هنوز انجام نگرفته، مضر استمراقب باشيد اول، كار انجام گيرد و بعد مردم از كارى كه انجام گرفت، مطلع شوند. جنجال تبليغاتى نسبت به كارى كه هنوز انجام نگرفته است، نه فقط مفيد فايده نيست، بلكه ضررهايى هم ايجاد مىكند. كار را بكنيم، بعد اطلاع دهيم اين كار شد - مثلا اين پرونده رسيدگى و مختومه شد، يا اين طور احقاق حق گرديد - نه اينكه قبل از آنكه كارى صورت گيرد، جنجال كنيم كه مىخواهيم اين كار را بكنيم؛ بعد هم نتوانيم، يا اشكالى پيش آيد، يا معلوم شود فلان گوشهاش را اشتباه كرده بوديم. بنده معتقد به خبررسانى و اطلاعرسانىام؛ مكرر هم به رئيس محترم قوه و دوستان ديگر در اين زمينه عرض كردهام. بايد افكار عمومى را مطلع كرد و اطلاع رسانى صحيح و درست انجام داد؛ ليكن اطلاعرسانى بهنگام، بجا و به شكل متين و صحيح. بيانات در ديدار رئيس، معاونان و كاركنان قوهى قضاييه، در آستانهى سالروز هفتم تير 05/04/1381
مبارزهى با مفاسد اقتصادى، كمتر از ميدان جهاد با دشمن مهاجم مسلح نيستميدان مبارزهى با مفاسد اقتصادى، كمتر از ميدان جهاد با دشمن مهاجم مسلح نيست. اتفاقا اين كار، ظريفتر هم هست؛ چون دشمن مسلح را همه مىبينند، مىشناسند و دشمنى او را قبول مىكنند؛ اما دشمنان مفسد را - چه در زمينهى مسائل اقتصادى و چه زمينههاى فرهنگى و غيره - نمىشناسند، و دشمنىشان را تصديق نمىكنند و اى بسا از آنها حمايت هم مىكنند. اينها ضررشان مانند ضرر موريانه است. ظاهر بنا، سالم؛ اما باطن بتدريج رو به پوسيدگى است. كارى كه اينها مىكنند، اين است. لذا واقعا كارتان يك جهاد است. 26/10/1380
مبارزه با مفاسد اقتصادى از اولين خطوط برنامهى اميرالمؤمنين استالبته به بركت نام اميرالمؤمنين در اين كشور، فعاليتهايى در جهت نزديك شدن به همان الگوى درخشان انجام گرفت. يك نمونهى آن، همين مبارزه با مفاسد اقتصادى است. از اطراف و اكناف دنيا بلندگوهاى تبليغاتى با كمال تعجب نسبت به اين جهتگيرى نظام جمهورى اسلامى حساسيت نشان دادند و با عصبانيت خود، براى ما بيش از پيش روشن و ثابت كردند كه اين حركت، حركت درستى است. مبارزه با مفاسد اقتصادى و گرايش به سمت بىبندوبارى در امور مالى و مسائل بيتالمال، از جملهى اولين خطوط برنامهى اميرالمؤمنين بوده است. ما در نظام جمهورى اسلامى بايد افتخار كنيم كه اين راه را دنبال مىكنيم. بيانات در حرم امام رضا عليهالسلام 12/12/1380 دليل سلامت نظامبعضى مىگويند شما كه مىگوييد مبارزه با فساد اقتصادى، معنايش اين است كه مديران و مسؤولان زحمتكش نظام، مورد اتهام قرار گيرند! نه؛ اين غلط است. اگر فساد در بين دستگاههاى مختلف جايگزين شود، اصلا اسم مبارزه و فكر مبارزه مطرح نخواهد شد. مبارزه، با آن پديدهاى است كه به صورت عارضى و تحميلى، بر نظام وارد مىشود. دليل سلامت نظام همين است كه وقتى مبارزه با مفاسد اقتصادى آغاز مىشود، مسؤولان طراز اول و مديران ميانى نظام، با شور و شوق حقيقى وارد اين ميدان مىشوند. معناى آن اين است كه نظام به فضل پروردگار و به بركت اسلام و نام اميرالمؤمنين توانسته است جريان كلى و اصلى خود را در بستر صلاح و سداد ادامه دهد. بيانات در حرم امام رضا عليهالسلام 12/12/1380 دشمنان نظام مبارزه با فساد را حمل مىكنند بر اينكه جامعه فاسد شده است!هر رودخانهى تميز سالمى هم ممكن است چند جريان آلوده از اين طرف و آن طرف واردش شوند. ما مىخواهيم جلو اين را بگيريم. مديران ارشد و مسؤولان پيكرهى اصلى نظام، مثل آحاد مردم، از مبارزه با فساد خوشحال مىشوند. دشمنان اين ملت و كسانى كه مىخواهند ما اين مبارزه را نكنيم تا فساد در جامعه جايگير شود، مبارزه با فساد را حمل مىكنند بر اينكه جامعه فاسد شده است! نخير؛ ما در دستگاه نظام اسلامى و جمهورى اسلامى با چيزهايى مبارزه مىكنيم كه در بسيارى از نظامهاى جهانى، امروز به صورت يك عرف و كار رايج درآمده است؛ فساد در آنجا نهادينه شده است. مبارزه با فساد، يك حركت و رفتار علوى است و قاطعيت علوى را لازم دارد و به فضل پروردگار مسؤولانى كه دستاندركار اين مبارزه هستند، با الهام از اميرالمؤمنين عليهالصلاةوالسلام بايد اين قاطعيت را اعمال كنند و اعمال خواهند كرد. بيانات در حرم امام رضا عليهالسلام 12/12/1380
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 16:1  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
چهل نكته دربارهی انتخابات1. سرمايهگذاری انسانی انتخابات سرمايهگذارى عظيم ملت ايران است؛ مثل اينكه شما سرمايهى سنگين و عظيمى را در بانك میگذاريد، بانك با آن كار میكند و شما از سودش استفاده میكنيد؛ انتخابات يك چنين چيزى است. ملت ايران سرمايهگذارى عظيمى را میكند، سپردهگذارى بزرگى را انجام میدهد و سود آن را میبرد. آراء يكايك شما مردم سهمى است از همان سرمايهگذارى و سپردهگذارى. هر رأيى كه شما در صندوق مىاندازيد، مثل اين است كه يك بخشى از پول آن سپرده را داريد تأمين میكنيد. يك رأى هم اهميت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براى ملت ايران حرمت بيشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال میشوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان میدهد. بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) 1/1/1388
![]() 2. ثمره مردمسالاری دينی انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشى نيست. پايهى نظام ما همين انتخابات است. يكى از پايهها، انتخابات است. مردمسالارى دينى با حرف نمیشود؛ مردمسالارى دينى با شركت مردم، حضور مردم، ارادهى مردم، ارتباط فكرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات كشور صورت میگيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگانى و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست. اين مردمسالارى، عامل پايدارى ملت ايران است. اينكه شما توانستهايد در طول اين سىسال از نهيب ابرقدرتها نترسيد، اينكه ابرقدرتها هم غير از نهيب نتوانستند ضربهى اساسى به شما بزنند، اينكه جوانان كشور در ورود به ميدانهاى گوناگون اين شجاعت و اخلاص را نشان میدهند، ناشى از مردمسالارى دينى است. بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) 1/1/1388
3. هديهی امام
انتخابات نماد حركت اسلامى در كشور ماست. انتخابات، هديهى اسلام به ملت ماست. امام بزرگوار ما حكومت اسلامى به روش انتخاباتى را به ما ياد داد. حكومت اسلامى در ذهنها و خاطرهها به شكل خلافتهاى موروثى به يادگار مانده بود؛ خيال مىكردند حكومت اسلامى يعنى مثل خلافت بنىاميه و بنىعباس يا خلافت تركان عثمانى؛ يك نفر با نام و شكل ظاهرى خليفه، اما با باطن و عمل فرعون و پادشاهان مستبد؛ بعد هم كه از دنيا مىرود، يك نفر را به جاى خود معين كند. در ذهن مردم دنيا، حكومت اسلامى به اين شكل تصوير مىشد؛ كه بزرگترين اهانت به اسلام و حكومت اسلامى بود. امام، حكومت اسلامىِ به روش انتخابات مردم و حضور مردم و تعيين منتخب مردم را - كه لبّ اسلام است - بار ديگر براى مردم ما معنا كرد و در جامعهى ما تحقق بخشيد. بيانات در مراسم شانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى (ره) 14/3/8413
4. مسئلهى اول، شركت در انتخابات
انتخاب رئيس جمهور يعنى انتخاب رئيس قوهى مجريه و كسى كه اغلب امكانات كشور در اختيار اوست. و مىبينيد اگر چنانچه رئيس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى اين كشور انجام میدهد؛ میخواهند اين نباشد. من عرض میكنم: همه بايد اصرار داشته باشيد كه در انتخابات شركت كنيد. به نظر من مسئلهى اول در انتخابات، مسئلهى انتخاب اين شخص يا آن شخص نيست؛ مسئلهى اول، مسئلهى حضور شماست. حضور شماست كه نظام را تحكيم میكند، پايههاى نظام را مستحكم میكند، آبروى ملت ايران را زياد میكند، استقامت كشور را در مقابل دشمنىها زياد میكند و دشمن را از طمع ورزيدن به كشور و از فكر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف ميكند. اين يك مسئلهى بسيار مهم است؛ پس مسئلهى اول، شركت در انتخابات است. بيانات در جمع مردم استان كردستان در ميدان آزادى سنندج 22/2/1388
5. برای حضور حداكثری تلاش كنيد
مسألهى اول، مشاركت است. در زمينهى مشاركت مردم، هر طور كه مىتوانيد، روى خانوادهها و دوستانتان كار كنيد. مشاركت، يكى از اساسىترين مسائل است. حضور مردم براى پيشرفت و صيانت كشور لازم است. نه اينكه اگر عدهى زيادى شركت نكردند، اينها به نظام «نه» گفتهاند؛ بههيچوجه اينطورى نيست. آنهايى كه بهخاطر «نه» گفتنِ به نظام نمىآيند، درصد خيلى كمىاند. يكعده بهخاطر بىحالى نمىآيند؛ يكعده بهخاطر بىحوصلگى نمىآيند؛ يكعده روز جمعه كار ديگرى دارند و نمىآيند؛ اينها را شما راه بيندازيد. والّا كسانىكه معتقد به نظام و قانون اساسى نيستند و دلشان براى بيگانگان و نفوذ آنها پر مىزند و منتظر آمدن بيگانگان هستند، درصد بسيار كمىاند. بيانات در ديدار دانشجويان بسيجى 5/3/1384
6. رأی دادند تا نه بگويند!
اينها هيچوقت دست از بدگويى كردن نسبت به جمهورى اسلامى و هر تشكيلاتى در دنيا كه با آن موافق نباشند، برنمىدارند. اگر مردم ايران در يك انتخابات پرشور شركت كنند، يكطور حرف مىزنند؛ اگر شركت نكنند، يكطور ديگر حرف مىزنند... در انتخابات دوم خرداد سال هفتادوشش- كه انتخابات پرشورى شد؛ جمعيت عظيمى شركت كردند كه البته بىسابقه نبود و آن درصد قبلاً هم در بعضى از انتخاباتهاى ديگر شركت كرده بودند؛ اما در آن انتخابات درصد بسيار خوبى شركت كردند- راديوهاى بيگانه گفتند ملت ايران جمع شدند و رأى در صندوقها ريختند، براى اينكه به جمهورى اسلامى بگويند نه! شما را به خدا ببينيد؛ مردم به دعوت رهبرى، نظام و مسؤولان آمدند و مسؤولى را براى جمهورى اسلامى انتخاب كردند. وقتى كه شلوغ بود و جمعيت پاى صندوقها با درصد بالا شركت كردند، آنطور گفتند؛ در انتخابات شوراها هم كه در شهرهاى بزرگ، مخصوصاً تهران، شركت مردم خيلى پايين بود، باز گفتند مردم شركت نكردند؛ يعنى به جمهورى اسلامى گفتند نه! بنابراين و بهنظر آنها اگر مردم در انتخابات شركت كنند، گفتهاند نه؛ اگر شركت هم نكنند، گفتهاند نه! تبليغات دشمن اينگونه است. هرچه هم مردم شركت كنند، تبليغات دشمن هست. ديدار استادان و دانشجويان قزوين26/9/1382
![]() 7. آبروی ملی از حدود يك سال پيش، دستگاههاى تبليغاتى دشمنان ملت ايران، با يك شيب ملايمى شروع كردند عليه اين انتخابات حرف زدن و اقدام كردن و مطلب ساختن؛ دستگاههاى امنيتىشان هم مشغول شدند به خبرگيرى و گمانهزنى و پيشنهاد دادن. روى اين انتخابات حساسند... در درجهى اول، هدفشان تعطيل شدن انتخابات است كه انتخابات نباشد... درست در نقطهى مقابل خواست دشمنان، همهى ما بايد در انتخابات حضور فعالى داشته باشيم. انتخابات آبروى ملى ماست؛ انتخابات يكى از شاخصهاى رشد ملى ماست؛ انتخابات وسيلهاى براى عزت ملى است. وقتى ببينند كه ملت ايران با شور و با شعور و با درك كامل و آگاهى پاى صندوقهاى رأى میروند، معنايش چيست؟ معنايش اين است ملت براى خود حق و توان تصميمگيرى قائل است؛ میخواهد در آيندهى كشور اثر بگذارد و مسئولان كشور و مديران اصلى كشور را انتخاب كند. بيانات در جمع مردم استان كردستان در ميدان آزادى سنندج 22/2/1388
8. بهانههای بنیاسراييلی!
بنده معتقدم كه در اين انتخابات، ملت بايد به عنوان يك تكليف و يك حق شركت كند... دشمنان ما مىخواهند اصلاً انتخابات برگزار نشود. چرا؟ براى اينكه بتوانند شاهدى بياورند كه در ايران مردمسالارى و دمكراسى نيست. وقتى ما انتخابات برگزار مىكنيم، حربهى آنها گم مىشود. بنابراين اولين خواستههاى آنها برگزار نشدن انتخابات است... گام دوم اين است كه اگر نتوانستند، انتخابات را متهم كنند. خواهند گفت در انتخابات تقلب شده؛ خواهند گفت انتخابات تبعيضآميز است؛ خواهند گفت چرا فلانى رد صلاحيت شد... آنجايى هم كه رد صلاحيت نيست، باز همين حرفها را مىگويند. در انتخابات دور دوم شوراها مطلقاً رد صلاحيت نبود. همان آدمهايى كه واقعاً به نظام عقيدهيى ندارند، آمدند در انتخابات شركت كردند و بهخاطر بىاعتنايى مردم رأى هم نياوردند؛ اما باز هم حرف مىزنند! بههرحال اينها انتخابات را زير سؤال مىبرند. دشمن با يك انتخابات موفق، سراسرى و پُرشور مخالف است. بيانات در ديدار دانشجويان و اساتيد دانشگاههاى استان كرمان 19/2/84
9. از كاه، كوه نسازيد!
انتخابات در دورههاى گذشته سالم بوده. در مواردى كه شبهاتى پيش مىآمد، ما فرستاديم تحقيق كردند، دنبال كردند. در يكى از مجالس گذشته شايعاتى پيدا شد، بعضىها دلايلى آوردند، حرفهايى زدند كه انتخابات ناسالم است؛ توقع داشتند كه در برخى از شهرهاى مهم از جمله تهران، انتخابات ابطال شود. ما افراد وارد و مطلعى را فرستاديم تحقيق كردند، مطالعه كردند؛ ديدند نه، خدشه در انتخابات نيست. در بين هزارها صندوق ممكن است در دو تا، پنج تا صندوق خدشههايى به وجود بيايد. اين، انتخابات را خراب نمیكند. اين هم مال بعضى از اوقات بوده است. گاهى يك گروهى، يك جناحى - از اين جناحهاى معمولى كشور كه شماها اين جناحبندىها را میشناسيد - كه بر سر كار بودند، نتيجهى انتخابات به ضرر آنها و به نفع جناح مقابل شده؛ مكرر اين اتفاق افتاده. چطور اين انتخابات را كسى ممكن است زير سؤال ببرد؟ بيانات در ديدار جمعى از معلمان، پرستاران و كارگران 9/2/1388
10. ورودىهاى ميدان سياست بايد كنترل شود
يقيناً ورودىهاى ميدان سياست بايد كنترل شود. ميدانِ ادارهى كشور و مديريت كشور است؛ مگر شوخى است؟ يك كشور را مىخواهند دست يك نفر بسپرند؛ لذا بايد ورودىهاى اين ميدان كنترل شود و معلوم گردد كسى كه دارد مىآيد، كيست؛ اصلاً عُرضهى اين كار را دارد يا ندارد؛ بعد، اعتقاد به اين كار دارد يا ندارد؛ بعد، اصلاً مىفهمد در كشور چه كار بايد كرد يا نه. ملاكهايى وجود دارد؛ بايد كسانى باشند كه اين ملاكها را ببينند و بسنجند؛ قانون اساسى اين را پيشبينى كرده. شما معيارها را مىدانيد. خوشبختانه كشور ما كشور جوانى است؛ لذا چهرهى جوان كشور اقتضاء مىكند كه يك نشاط خوب و قوى و جوانانه در كل دستگاه اجرايى وجود داشته باشد. نگاه كنيد ببينيد واقعاً چه كسى طرفدار انقلاب و طرفدار دين و طرفدار عدالت و طرفدار عدم تبعيض بين فقير و غنى است؛ چه كسى كفايت و دنبالگيرى و نشاط لازم را دارد؛ چنين كسى را پيدا كنيد. بيانات در ديدار دانشجويان بسيجى 5/3/1384
11. از جادهی انصاف خارج نشويد
كسانى كه براى انتخابات خود را نامزد میكنند، بدانند كه انتخابات يك وسيلهاى است براى بالا بردن توان كشور، براى آبرومند كردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرتطلبى نيست. اگر بناست اين انتخابات براى اقتدار ملت ايران باشد، پس نامزدها بايستى به اين اهميت بدهند و اين را در تبليغاتشان، در اظهاراتشان و در حضورشان رعايت كنند. مبادا نامزدها در اثناى فعاليتهاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار كنند و حرفى بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند. رقابتها را منصفانه كنند، حرفها را منصفانه كنند، از جادهى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبيعى هر نامزدى حرفى دارد و حرف مقابل خود را رد ميكند؛ اين رد و ايراد فى نفسه اشكالى ندارد؛ اما مشروط بر اينكه تويش بىانصافى نباشد، كتمان حقيقت نباشد. ميدان براى همه باز است؛ بيايند در ميدان انتخابات خود را بر مردم عرضه كنند. اختيار با مردم است؛ مردم هر جورى كه فهميدند، تشخيص دادند، هشيارى آنها به آنها كمك كرد، انشاءاللَّه همان جور عمل خواهند كرد. بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) 1/1/1388
12. مردم چه تقصيری دارند؟
آن كسانى هم كه دستى در تبليغات دارند، فضاى سياسى كشور را آشفته نكنند؛ بدگويى از اين، اهانت به آن، معارضهى جناحهاى سياسى با هم. مردم چه تقصيرى كردهاند كه بايستى ذهن آنها به خاطر انگيزههاى مختلف سياسى اشخاص و گروهها و جناحها و مجموعهها، آشفته و مغشوش شود. اينها بگذارند فضاى انتخابات سالم باشد. البته هركس حق دارد از خود و نامزد انتخاباتى خود دفاع و حمايت كند؛ اين مانعى ندارد. تبليغات در حد متعارف و بدون اسراف و زيادهروى، خيلى خوب است؛ اما اهانت، تخريب و بدگويى - اينكارهايى كه جزو رسوم زشت بعضى از كشورهاى غربى است - را كنار بگذارند؛ بگذارند مردم در يك فضاى آرام، با تشخيص، با بصيرت و بدون سراسيمگى انتخاب كنند. خطبههاى نماز عيد سعيد فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی 2/8/1385
بعضى از تخريبها البته از روى بىتوجهى بود؛ بعضى از آقايان و نامزدها يا طرفداران آنها با محاسباتى، حرفهايى نسبت به نظام زدند كه واقعبينانه نبود؛ خيلى از مثبتات نظام، از كارهاى بزرگ نظام ناديده گرفته شد و سياهنمايى شد. و پيشرفتهاى عظيمى كه به وسيلهى دولتها در اين سالها به وجود آمده، نديده گرفته شد؛ اينها از روى غفلت بود، ليكن بعضى از اين تخريبها از روى غفلت نبود. تعدادى از نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى مورد تخريب قرار گرفتند؛ تخريبهاى غير منصفانه و ناجوانمردانه... اين، حادثهى بدى بود. رحمت الهى را نبايد با اينگونه كارها آلوده كرد.
بيانات در ديدار رئيس و مسؤولان قوهى قضائيه و خانوادههاى شهداى فاجعهى هفتم تير 7/4/1384
14. آب در آسياب دشمن نريزيد
دشمنان ايران و ايرانى میدانند كه مايهى ايستادگى و اقتدار اين ملت و ارادهى مستحكم او، همين ايمان اسلامى او بود؛ میخواهند اين را از او بگيرند. آنها تبليغات جهانى را در همين جهت سازماندهى میكنند. ما بايد هوشيار باشيم؛ مسئولين ما بايد هوشيار باشند؛ نامزدهاى انتخابات بايد هوشيار باشند. مبادا نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى در تبليغات خود براى دلخوشى دشمنان حرفى بر زبان جارى كنند. رضايت خدا را بايد در نظر گرفت، رضايت اولياء را بايد در نظر گرفت. آن چيزى را بايد معيار قضاوت قرار داد كه مايهى ايستادگى ملت است، مايهى استحكام ملت است، مايهى استقامت مردم است و او پايبندىِ محكم به اسلام است. بيانات در جمع تعدادى از خانوادههاى شهداء 3/3/1388
15. مردم را نگران نكنيد
نامزدهاى محترمى كه تاكنون نامنويسى كردهاند و مشغول تبليغات و اظهاراتى هستند... سعى كنند با انصاف عمل كنند. اثبات و نفىشان با توجه به حق و صدق باشد. چيزهايى را كه انسان میشنود، باور نمیكند كه از زبان نامزدها و آن كسانى كه دنبال اين مسئوليتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجيب و نسبتهاى عجيبى میشنود. اين حرفها مردم را نگران میكند؛ كسى را هم به گويندهى اين حرفها دلبسته و علاقهمند نمیكند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخريب نكنند. اين همه نسبت خلاف دادن به اين و آن، تخريبكنندهى اذهان مردم است؛ واقعيت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده كه از همهى اين آقايان اوضاع كشور را بيشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم كه بسيارى از اين مطالبى كه بعنوان انتقاد دربارهى وضع كشور و وضع اقتصاد و اينها میگويند، خلاف واقع است؛ اشتباه میكنند. انشاءاللَّه اشتباه است. اميدواريم كه خداوند متعال براى اين ملت خير و صلاح و آبادانى كامل را مقدر فرموده باشد. بيانات در جمع مردم استان كردستان در ميدان آزادى سنندج 22/2/1388
16. اختيارات بینظير در اختيار رييسجمهور
انتخابات يك حادثهى مهم است؛ چون مردم اختيار كشور را براى مدت چهار سال به دست انسانى خواهند داد؛ و اوست كه مىتواند در اين مدت بودجه و درآمد و نيروى انسانى و سازمانهاى كشور را بهكار بگيرد؛ يا درست، يا خداى نكرده نادرست؛ يا كامل، يا خداى نكرده ناقص؛ يا همراه با صحت عمل، يا خداى نكرده دچار شائبههاى سوءعمل؛ يا با توجه به نيازهاى مردم، متوجه به باز كردن گرههاى زندگى مردم، متوجه به رفع مشكلات انبوهى كه وجود دارد، يا خداى نكرده بىاعتنايى به اينها. پس انتخابات از اين جهت بسيار مهم است كه ملت ايران مىخواهد ادارهى كشور را براى چهار سال به دست انسانى بسپرد كه از لحاظ قانونى اختيارات بسيار وسيعى دارد، امكانات بىنظيرى در اختيار دارد و مىتواند ملت و كشور را چهار سال و يا حتّى بيش از چهار سال جلو ببرد؛ و مىتواند متوقف نگه دارد يا خداى نكرده به عقب برگرداند. بيانات در مراسم شانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى (ره) 14/3/1384
17. توصيه به نامزدها
به آقايان محترمى كه در اين ميدان هستند، اين چند توصيه را عرض مىكنيم: در تبليغاتشان ارزشهاى نظام را نديده نگيرند؛ همديگر را تخريب نكنند و از دادن آمارهاى سست بپرهيزند... با مردم با كمال صداقت حرف بزنند؛ هرچه عقيدهشان هست، به مردم بگويند. اگر بخواهند در دل مردم اثر بگذارند، اين صداقت، بيشتر در دل مردم اثر مىگذارد. آن چيزى كه حقيقتاً عقيده و نيت آنهاست، آن را به مردم بگويند؛ اختيار با مردم است كه چيزى را انتخاب كنند. وحدت ملى را خدشهدار نكنند. طورى نباشد كه به خاطر جذب يك دسته يا يك گروه، حرفى بزنند كه وحدت ملت خدشهدار شود. وعدههايى كه معلوم است نمىتوانند به آنها عمل كنند، به مردم ندهند. آنچه كه در چارچوب قانون اساسى است و امكانات مملكت از امكانِ آن حكايت مىكند، آن را به مردم بگويند. بله، به مردم قول بدهند كه اگر رأى آوردند، با همهى قوا و قدرتِ خودشان و با اتّكال به خدا و با اتّكاى به مردم، مديريت عالى و كلان كشور را در دست مىگيرند و پيش مىبرند؛ «خذها بقوّة»؛ با قوت اين مأموريت را به دست بگيرند و پيش بروند و در هيچجا ضعف نشان ندهند. بيانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران 28/02/1380
18. هميشه نگران تبليغاتم
يكى از كارهايى كه بنده - چه در تبليغات انتخابات مجلس و چه در انتخابات رياست جمهورى - هميشه نگران آن هستم، اين است. نه خودشان تبليغات پُرخرج كنند، نه به طرفدارانشان اجازه دهند. بعضى افراد ممكن است بگويند به ما ربطى ندارد؛ اين كار پُرخرج را ديگران مىكنند. شما بگوييد نكنند. خوشبختانه آنگونه كه اطّلاع پيدا كردم، ساعتهاى فراوانى براى نامزدها وقت گذاشتهاند كه از طريق تلويزيون و راديو با مردم حرف بزنند... خيلى خوب؛ اين بهترين تبليغات است. راديو و تلويزيون همهجا وجود دارد؛ چه نيازى هست كه براى تبليغات گوناگونِ رنگينى كه بعضى جاها مىكنند، پول زيادى مصرف شود كه احياناً بعضى افراد هم نتوانند خودشان آن خرج را كنند و مجبور باشند از كسانى بگيرند و خداى نكرده وامدار شوند؟ بيانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران 28/2/1380
19. گره را باز كنيد!
مردم از دعواهاى سياسى و اختلافات سياسى و من خوبم و تو بدى خستهاند؛ مردم اين چيزها را دوست نمىدارند. در كشور كارهاى زيادى هست كه بايد انجام بگيرد؛ كارهاى زيادى هم انجام گرفته است. مشكلات فراوانى وجود دارد كه بايد برطرف شود؛ گرههايى هست كه بايد باز شود. در كشور بايد فساد ريشهكن شود؛ تبعيض نباشد؛ به طبقهى مستضعف و محروم - بخصوص مستضعفينِ بىدست و پا - بهطور ويژه توجه شود؛ اينها وظايف اسلامى ماست؛ وظايفى است كه قانون اساسى بر دوش همهى مسؤولان كشور گذاشته است؛ هيچكس نمىتواند خود را از اين كارها بركنار بدارد. دعواهاى لفظى، شعارهاى لفاظىگونه، اسم از مفاهيم مبهم و بىسروته آوردن، مشكل مردم را حل نمىكند؛ مردم احتياج دارند به اينكه در ميدان عمل و كار، با لجنهايى كه نمىگذارد اين درياچهى مصفا طراوت لازم را داشته باشد، مبارزه شود. بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم 25/3/1384
20. رييس جمهوری برای همه
اختلاف نظرهايى كه در دوران انتخابات پيش مىآيد، ممكن است كدورتهايى را بين بعضى از برادران و خواهران بهوجود بياورد؛ نگذاريد اين كدورتها باقى بماند. فرض كنيد يكى از شما دو رفيق، طرفدار يك نفر هستيد؛ ديگرى هم طرفدار يك نفر ديگر. در مقام بحث و مجادله، شما مىخواهى حرف خودت را ثابت كنى؛ او هم مىخواهد حرف خودش را ثابت كند؛ لذا ممكن است از هم كدورت پيدا كنيد. اين كدورتها روز جمعه بايد زير خاك دفن شود و تمام گردد. كسى كه روز جمعه با انتخاب مردم برگزيده شد، او ديگر رئيس جمهور همه است؛ چه كسانى كه به او رأى دادهاند، چه كسانى كه به ديگرى رأى دادهاند... همه موظفند نسبت به كسى كه رئيس جمهور شد، همكارى و همدلى نشان دهند. كسى كه شوراى نگهبان او را تأييد كرده است، در واقع مُهر صلاحيت به او زده است. اختلاف و دعوا سر پيدا كردن صالحتر است. بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم 25/03/1384
21. هركس برنامههاى خودش را بگويد
من به همهى كسانى كه نامزد انتخابات رياست جمهورى هستند و طرفداران آنها صميمانه عرض مىكنم كه فضاى كشور را فضاى دشمنى و نقار و تشنج و اختلاف نكنند. البته ملت اينطور نيستند؛ گروهى هستند كه اگر مجموعشان را بشمريم، به چند هزار نفر نمىرسند - بالاخره هر كس طرفدارانى دارد – اينها فضاى روزنامهها و دستگاههاى ارتباط جمعى را متشنج مىكنند. فضا بايد دوستانه باشد؛ هر كس حرفهاى خودش را بزند و برنامههاى خودش را بگويد و كارى را كه خودش مىتواند بكند، بيان كند؛ به ديگران چه كار دارند؟ فضا را متشنج نكنند؛ فضا را برادرانه و صميمانه بكنند. بيانات در ديدار خانوادههاى شهدا 3/3/1384
22. مسابقه خدمت
انتخابات در كشور ما بايد مسابقهاى براى خدمت باشد، نه مسابقهاى براى كسب قدرت. انتخابات اسلامى اينگونه است. آنجايى كه دعوا بر سر قدرت است، آنطورى مىشود كه شما در بعضى از انتخابات دنيا مشاهده مىكنيد. يك نمونهاش را هم در انتخابات اخير امريكا ديديد. آنجا دعوا بر سر قدرت است؛ دست به يقهاند؛ هر طرف مىخواهد قدرت را به حزب و مجموعهى خودش منتقل كند. مسأله، مسألهى كسب قدرت است. صريحاً هم مىگويند: تلاش مىكنيم تا به قدرت و مقام برسيم. در منطق اسلامى، قدرت و عزّت و آبرو و خوشنامى و امكانات، فقط و فقط براى خدمت به مردم و حركت دادن خود و جامعه و كشور در راه نظام مقدّس اسلامى و رسيدن به آرمانهاى بلندى است كه انسانها نيازمند آنند. اين مسند، مسابقه براى خدمت و زحمتكشى است. بيانات در جمع كثيرى از مردم استان گيلان در استاديوم شهيد عضدى شهرستان رشت 11/2/1380
23. خصوصيات كانديدای اصلح به همهى برادران و خواهران و همهى ملت عزيز ايران سفارش مىكنم كه فضاى انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند. كسانى كه به يك نامزد انتخاباتى علاقهمندند، مراقب باشند به خاطر علاقهى به او، نامزد ديگر را تخريب نكنند؛ اين بين مردم اختلاف و نقار ايجاد مىكند؛ علاوه بر اينكه تخريب اساساً كار درستى نيست و فايدهيى هم ندارد. كسى كه با تخريب يك نامزد انتخاباتى مىخواهد آراء او را كم كند، به مقصود خودش دست پيدا نمىكند؛ هم يك كار غلط و خلاف منطق و در موارد بسيارى خلاف شرع انجام مىگيرد، هم فايدهيى گير او نمىآيد. فضا را سالم نگه داريد. شما از نامزد خودتان حمايت كنيد، ديگران هم از نامزد خودشان حمايت كنند و به او رأى دهند. در پيدا كردن نامزد مورد نظر دقت كنيد. به كسى گرايش پيدا كنيد كه به دين مردم، به انقلاب مردم، به دنياى مردم، به معيشت مردم، به آيندهى مردم و به عزت مردم اهميت مىدهد. بيانات در مراسم شانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى (ره) 14/3/1384
24. حمايت از معيارها
البته بديهى است كه رهبرى از فرد خاصى حمايت نمىكند؛ از معيارها حمايت مىكند. ما دنبال اين هستيم كه اين معيارها تحقق پيدا كند. بنده دنبال اين هستم كه شخصى سر كار بيايد و قوهى مجريه را اداره كند كه خود را خدمتگزار مردم بداند و توانايى داشته باشد و به آرمانهاى امام و نظام اسلامى معتقد و پايبند باشد و حقيقتاً عدالت و مبارزهى با فساد براى او حائز اهميت باشد. بيانات در اجتماع بزرگ مردم كرمان 11/2/1384
![]() 25. انتخاب اصلح، تشخيص خود مردم دربارهى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانهزنى و شايعه و اينها همشيه بوده و خواهد بود. بنده يك رأى دارم، آن را در صندوق مىاندازم. به يك نفرى رأى خواهم داد، به هيچكس ديگر هم نخواهم گفت كه به كى رأى بدهيد، به كى رأى ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمايت میكنم، دفاع میكنم؛ بعضى سعى میكنند براى اين كار معناى نادرستى جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع میكنم؛ منتها اگر دولتى بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانهاى میشود، بيشتر دفاع میكنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من میگويم بايد منصف باشيم. رفتارها را نگاه كنيم؛ اين ربطى به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بىانصافى است. حمايت كردن از خدمتگزاران در كشور، وظيفهاى است كه هم من دارم، هم همه دارند؛ اين مربوط به اعلام موضع انتخاباتى نيست. بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) 1/1/1388
26. ذوب در هدف
دنبال آرمانهاى حقيقى در قالب و لباس عملى آن بگرديد. نه بايد دنبال ايدهآلهايى بود كه عملى و اجرايى نيستند، نه بايد به كم قانع شد و از آن آرمانها دور ماند. آنچه همواره بايد مورد نظر باشد، چشمانداز بيستساله است؛ اين چشمانداز خيلى مهم است. و من به شما عرض كنم؛ به شهادت افرادى كه كارشناس و متخصص اين كار هستند، اين چشمانداز كاملاً عملى است؛ يعنى به هيچوجه در آن، بلندپروازىهاى بيهوده و بىپشتوانه وجود ندارد. درست نگاه كنيد، دقت كنيد و چشمانداز بيستساله را بخوانيد. ما ملت ايران با اين قانون اساسى جامع و با اين اركان نظام- اگر خوب كار كنند و درست كار كنند- مىتوانيم در ظرف بيست سال كشور خود را به نقطهى اوج و قلهاى كه در اين چشمانداز تصوير شده، برسانيم. سياستها را در نظر داشته باشيد. سياستها بر اساس اين چشمانداز تنظيم شده است. قانونها بايد با سياستها هماهنگ باشد؛ يعنى در دل سياستها جا بگيرد و به سمت اين چشمانداز حركت كند. آن چشمانداز هم بر پايهى اسلام است. بايد همهى وقت و همت و شغل را مصروف همين اهداف كرد و در واقع ذوب در اين اهداف شد. ديدار با نمايندگان هفتمين دورهى مجلس شوراى اسلامى 27/3/1383
27. پيشرفت و عدالت، دو روی سكه
برای دههی چهارم... دو شاخص عمده وجود دارد كه بايد اين دو را حتماً بدست بياوريم: يكی پيشرفت است، يكی عدالت. ما مثل بعضی از كشورها و نظامهای دنيا فقط به پيشرفت فكر نمیكنيم؛ ما پيشرفت را همراه با عدالت میخواهيم... خيلی از كشورها هستند كه از لحاظ علمی پيشرفت كردهاند و به آمارها و شاخصهای اقتصادی آنها كه نگاه میكنيم، ملاحظه میكنيم كه مثلاً درآمد سرانهی آنها خيلی هم بالاست؛ اما مسئلهی مهم اين است كه اين درآمد سرانه در ميان ملت چه جور تقسيم میشود؛ اين آن نكتهای است كه نظامهای غير الهی و نظامهای رونوشتكردهی از نسخههای استكباری، ديگر به آن توجه نمیكنند. ما نمیتوانيم توجه نكنيم؛ ما میخواهيم كشورمان از همهی جهات ـ از لحاظ علمی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ فناوری، از لحاظ سياسی ـ به پيشرفت برسد، مردم به رفاه دست پيدا كنند؛ اما در كنار پيشرفت، میخواهيم كشور عادلانه و با عدالت اداره بشود؛ اين مهم است. نه عدالتِ بدون پيشرفت مطلوب است، نه پيشرفتِ بدون عدالت. عدالت بدون پيشرفت يعنی برابری در عقبماندگی، برابری در فقر؛ اين را نمیخواهيم. پيشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نمیكنيم؛ پيشرفت، همراه با عدالت. بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) 1/1/1387
28. عزت، حكمت و مصلحت
عزت و حكمت و مصلحت، يك مثلث الزامى براى چارچوب ارتباطات بينالمللى ماست... ما نمىخواهيم عزتمان را با تكيه بر نژاد و ناسيوناليسم و حرفهايى كه متأسفانه همهى دنيا با تكيه به آنها دور خودشان يك حصار مىكشند، ثابت كنيم... نه! ما براى خودمان، عزت را بر اساس اعتقاد و ايمان توحيدى- كه خاصيت و شاخصهى تفكر اسلامى است- و دل بستن به خدا و محبت به بندگان و خلايق الهى و لزوم خدمت به آنها قايليم. هر ملتى ذخيرهاى دارد. ملت ما هم ذخاير خيلى فراوانى دارد؛ ذخاير فرهنگى، پروندهى بسيار درخشان در صحنهى علم جهانى، در صحنهى سياست جهانى، در صحنههاى گوناگون. ما بناى فخرفروشى نداريم. اگر خوبى، براى خودت هستى؛ اگر پولدارى، براى خودت هستى؛ اگر قدرتمندى، براى خودت هستى؛ ارتباطاتت با ما، ارتباطات و علايق انسان با انسان است. بنابراين، عزت يعنى تحميل هيچكس را قبول نكردن... حكمت، يعنى حكيمانه و سنجيده كار كردن. هيچگونه نسنجيدگى را نبايد در اظهارات ديپلماتيك و هرآنچه كه مربوط به سياست خارجى و ارتباطات جهانى است، راه داد. همهچيز بايد سنجيده باشد. آدم نبايد هرچه به دهانش آمد، بگويد. بايد ملاحظه كنيم كه آيا اين سخن با موازين منطق و خرد منطبق است، يا منطبق نيست. اگر منطبق نيست، آن را كنترل كنيم. بايد حكيمانه برخورد كنيم. فقط در حرف زدن نيست؛ در معاشرتها و برخوردها هم بايد حكيمانه برخورد كرد... مراد مصلحت شخص من و شما نيست، كه اگر ما اين اقدام را كرديم، ممكن است برايمان گران تمام بشود. نه، گران هم كه تمام بشود، مگر ما كه هستيم؟ اگر كارى به مصلحت كشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نيست، گو مباش؛ چه اهميتى دارد؟ مصلحت، يعنى مصلحت انقلاب، و اين مصلحت همهجانبه است؛ يعنى از رفتار شخصى ما شروع مىشود. سخنرانی در ديدار با مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و كارداران جمهورى اسلامى ايران 18/04/1370
29. سه ركن مديريت
سه بخش عمده در مسؤول وجود دارد؛ سه آمادگى و احساس مسؤوليت: اوّل اينكه، براى نفسِ كار و عمل آماده باشد. تنبلى و بىحالى و سهلانگارى و كار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن، اوّلين بلايى است كه ممكن است يك مدير را از صلاحيت كافى و لازم ساقط كند. جدّى بودن در كار، آرام نداشتن براى كار، احساس مسؤوليت براى اصل اقدام و كار و وظيفهاى كه بر عهده گرفته، بسيار مهم است... دوم، مسألهى آمادگى و استعداد و تعهّد براى انجام كار است؛ به همان نحوى كه سياستهاى كلّى و برنامههاى اساسى كشور آن را اقتضا مىكند. اگر كشور، سياست مشخّصى را در مقولهاى پذيرفته است، كسى كه اجراى بخشى از بخشهاى كشور را مىپذيرد، بايد آن را در همان جهت كار و به همان سمت و با همان هدف پيش ببرد و هدايت كند؛ ولو خود او، آن سياست را به طور كامل تثبيت نكرده باشد... ركن سوم، حفظ طهارت و تقواست. حفظ پاكيزگى در عمل است. اجتناب از هرگونه خداى ناكرده اختلاط با اهداف غير مشروع يا اهداف غير مقبول و غيراخلاقى است. اين، شأن سوم است. مدير خوب، مديرى است كه هر كارى را به عهده مىگيرد، با رعايت اصول اخلاقى صحيح، انجام دهد. در نظام اسلامى، چيزى كه به شدّت با آن مقابله مىشود، رسوخ فساد است. در نظام اسلامى، با اعتقاد بد و نادرست، اينطور مقابله نمىشود كه با عمل غير صحيح و عمل غيراخلاقى و خداى ناكرده رسوخ فساد مبارزه مىشود. بيانات در مراسم تنفيذ حكم دورهى دوم رياست جمهورى 12/5/1372
30. سادهزيستِ دردآشنا!
من نسبت به شخص، هيچگونه نظرى ابراز نمیكنم؛ اما شاخصهايى وجود دارد. بهترين، آن كسى است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگرى و تجملپرستى است... اينى كه ما گفتيم امسال، سال حركت به سوى اصلاح الگوى مصرف است... يكى از اساسىترين كارها براى اينكه ما جلوى اسراف را بگيريم اين است كه مسئولين كشور، خودشان، كسانشان، نزديكانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافیگرى نباشند. چطور میتوانيم اگر خودمان اهل اسراف باشيم، به مردم بگوييم اسراف نكنيد... اولين كار اين است كه ما مسئولين كشور را، افرادى انتخاب كنيم كه مردمى باشند، سادهزيست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد كنند. اين هم به نظر من شاخص مهمى است. آگاهانه بگرديد؛ برسيد؛ و به آنچه كه رسيديد و تشخيص داديد، با قصد قربت اقدام كنيد؛ با قصد قربت پاى صندوق انتخابات برويد و خداى متعال اجر خواهد داد. بيانات در جمع مردم استان كردستان در ميدان آزادى سنندج 22/2/1388
![]() 31. زمانشناس و مدبر رهبرى در پشتيبانى از رئيس جمهور هيچگونه درنگى نمىكند. كسى را كه مردم انتخاب كنند و رئيس جمهور قانونى كشور شود، هميشه مورد احترام و تكريم و حمايت جامع رهبرى در همهى دولتها بوده؛ بعد از اين هم بايد باشد. اما آنچه در درجهى اول اهميت قرار دارد، اين است كه اهتمام همهى مردم، نخبگان مردم و مسؤولان گوناگونِ بخشهاى مختلف اين باشد كه رئيس جمهورى انتخاب شود كه بتواند گرههاى زندگى مردم را در دوران كنونى باز كند؛ وظايف اين دوره را بشناسد و با قوت و اقتدار به آن عمل كند. بيانات در اجتماع بزرگ مردم كرمان 11/2/84
32. دستانی كه بايد كامها را شيرين كند
رييس جمهور يكى از مؤثرترين، و در دستگاه اجرايى مؤثرترين عنصر براى حل مسائل كشور است. در ميان مسؤولان كشور، هيچ مسؤولى به قدر رييس جمهور در قانون اساسى ما امكانات و توانايىها و عرصهى عظيم خدمتگزارى ندارد. بودجهى كشور و همهى مسؤولان طراز اول اجرايى كشور در اختيار اوست؛ اوست كه مىتواند كشور را آباد كند و از لحاظ علمى و صنعتى و مسائل انسانى و يا از لحاظ امنيت، كشور را به پيش ببرد؛ كفايت و توانايىهاى اوست كه مىتواند زندگى را در كام مردم شيرين كند. آنچه مورد نياز ملت و كشور است، رئيسجمهورِ كارآمد و باكفايت است. مسؤوليتهاى حساس و تاريخىِ امروز بر دوش رئيس قوهى مجريهى ماست. قانون همه چيز را در اختيار رئيس قوهى مجريه قرار داده است. بيانات در اجتماع بزرگ مردم كرمان 11/2/84
33. مؤمن به هدفهاى انقلاب
هر دوره خصوصيتى دارد و هر كدام از مسؤولان در دورههاى گذشته كارهايى انجام دادند. امروز ما احتياج داريم كه در كشورمان تلاش و پيشرفت و رشد علمى و فناورى، همراه با عدالت اجتماعى و مبارزهى با فساد باشد. آنچه براى رئيس جمهور آينده بسيار مهم است، اين است كه با همهى وجود در پى كار و تلاش براى مردم باشد. لذا من در اول سال عرض كردم؛ آنچه كشور احتياج دارد، رئيس جمهور بانشاط، مصمم، كاردان، توانا، پيگير و با حوصله است؛ رئيس جمهورى كه قدر مردم را بداند؛ با مردم صميمى باشد؛ براى مردم مجاهدت كند؛ براى مردم كار و تلاش كند؛ ظرفيتهاى كشور را آنچنان بهكار بگيرد كه مردم بتوانند از اين ظرفيتها در همهجا بهرهمند شوند؛ رئيس جمهورى كه اعماق كشور و روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد؛ حق مردم شهرهاى بزرگ و كوچك در نظر او يكسان باشد؛ بتواند براى رفع تبعيض و پُر كردن شكاف ميان ثروتمندان و فقرا تلاش و كار كند؛ رئيس جمهورى شجاع، با تدبير و مؤمن به هدفهاى انقلاب و نظام باشد. بيانات در اجتماع بزرگ مردم كرمان 11/2/1384
34. يا دين يا مردمسالاری!
اگر كسى سر كار بيايد كه مطيع و تسليم آنها باشد - كه البته ما چنين كسى را نداريم كه سر كار بيايد و مطيع آنها باشد - البته آنها خوشحال خواهند شد و حرفى هم ندارند؛ اما اگر كسى آمد كه احساس كردند به انقلاب و اسلام و منافع ملى پايبند است و به مبارزهى با دشمنان بينالمللى و تسليم نشوى در مقابل زورگويىهاى آنها معتقد است، خواهند گفت مردمسالارى وجود ندارد؛ اگر شخص متدين باشد، بيشتر هم خواهند گفت. آنها معتقدند كه مردمسالارى، مردمسالارىِ سكولاريزه شده است؛ بايد حتماً از دين جدا شود تا اسمش را مردمسالارى بگذارند. بيانات در ديدار دانشجويان و اساتيد دانشگاههاى استان كرمان 19/2/1384
35. اصولگرای اصلاحطلب
بنده دعواى اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من اين تقسيمبندى را غلط مىدانم. نقطهى مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نيست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نيست. نقطهى مقابل اصولگرا، آدم بىاصول و لاابالى است؛ آدمى كه به هيچ اصلى معتقد نيست؛ آدم هرهرى مذهب است. يك روز منافع او يا فضاى عمومى ايجاب مىكند كه بشدت ضد سرمايهگذارى و سرمايهدارى حركت كند، يك روز هم منافعاش يا فضا ايجاب مىكند كه طرفدار سرسخت سرمايهدارى شود؛ حتّى به شكل وابسته و نابابش! نقطهى مقابل اصلاحطلبى، افساد است. بنده معتقد به اصولگراى اصلاحطلبم؛ اصول متين و متقنى كه از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روزبهروز و نوبهنو. بيانات در ديدار دانشجويان و اساتيد دانشگاههاى استان كرمان 19/2/1384
نسل جوان ما خوشبختانه امروز يك نسل غالب در سرتاسر كشور است. جوانها بههوش باشند، بيدار باشند. معيارها مشخص است. در انتخابات، اين آگاهى بايد اثر كند؛ در بيان خواستههاى ملت اين آگاهى بايد تأثير بگذارد؛ در حضور گوناگون، در مسائل مختلف، اين آگاهى بايستى اثر بگذارد. ملت ايران در انتخابهاى خود - معيارهاى انتخابات را من آن روز عرض كردم، اين هم مكمل آنهاست - توجه كند؛ كسانى با رأى ملت سر كار نيايند كه در مقابل دشمنان بخواهند دست تسليم بالا ببرند و آبروى ملت ايران را ببرند. كسانى سر كار نيايند كه بخواهند با تملقگويى به غرب، به دولتهاى غربى، به دولتهاى زورگو و مستكبر، به خيال خودشان بخواهند براى خودشان موقعيتى در سطح بينالمللى دست و پا كنند. اينها براى ملت ايران ارزشى ندارد. كسانى سر كار نيايند كه دشمنان ملت ايران طمع بورزند كه به وسيلهى آنها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا كنند، مردم را از دينشان، از اصولشان، از ارزشهاى انقلابیشان دور كنند. ملت بايد آگاه باشد. اگر كسانى بر سر كار بيايند كه در مراكز گوناگون سياسى يا اقتصادى به جاى اينكه به فكر ادامهى راه امام و ارزشها و اصول ترسيم شدهى به وسيلهى امام باشند، به فكر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستكبر بينالمللى باشند، براى ملت ايران مصيبت خواهد بود. اين آگاهى براى ملت لازم است.
بيانات در ديدار مردم بيجار 28/2/1388
انتظار مردم از دولت و رئيس جمهور منتخب اين است كه تلاش و جديت كنند. تصور بنده - با شناختى كه در طول اين مدت از احساسات مردم دارم - اين است كه مردم مايلند تلاش و كار و قاطعيت و جديت را در عمل مسؤولان مشاهده كنند. گاهى نتيجهيى دير به دست مىآيد. بعضى از اهداف، كارِ يك سال و دو سال نيست؛ تلاش مستمرى لازم دارد. همين قدر كه مردم ببينند مسؤول عالى كشور و ديگر مسؤولان دارند كار و تلاش مىكنند، خشنود و راضى مىشوند. مردم از ما كار لازم دارند؛ خدمت مىطلبند و توقع دارند؛ و حق به جانب آنهاست.
بيانات در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى 12/5/1384
38. قدرت عبادت است اگر...
من به رئيس جمهور محترم برادرانه توصيه مىكنم؛ در همهى حالات، همين احساسى را كه امروز بيان كرديد - احساس خدمتگزارى به مردم - براى خودتان حفظ كنيد. قدرت اگر با هدفِ خدمت به مردم باشد، عبادت است. شايد هيچ عبادتى بالاتر از عبادتِ مسؤولى نيست كه به خاطر تلاش و خدمت به مردم، از راحت و آسايش و امنيتِ خود صرفنظر مىكند. اين روحيهى خدمتگزارى، خاكسارى، تواضع در مقابل مردم و شناخت عظمت مردم را براى خودتان حفظ كنيد، كه اين نعمت بزرگى است. از خداى متعال لحظهيى غافل نشويد. اين توفيقات به فضل و لطف الهى به ما داده مىشود. بايد خود را قابل رحمت و تفضلاتِ روزافزون الهى كنيم. با ياد خدا و با توكل به خدا و با اخلاص در عمل، بايد بتوانيم جلب رحمت الهى بكنيم. اگر جلب رحمت الهى شد، همهى مشكلات آسان مىشود و موانع از سر راه برخواهد خاست. بيانات در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى 12/5/1384
39. حرفهای بدون امتياز
جوانهاى ما، اهل فكر ما، اهل فرهنگ ما تأمل كنند؛ مسئولين كشور به سمت سياستهاى اسلامى حركت كنند. اينى كه يا مسئولان ما، يا در دورههاى انتخابات مثل وضع كنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه ديگران حرفهاى غربىها را تكرار كنند، اين هيچ امتيازى محسوب نمیشود. امتياز اين نيست كه ما آن چيزى را بگوييم كه غرب مىپسندد. اينها كسانىاند كه با فكر ايرانى، فكر اسلامى، هويت اسلامى و ايرانى مخالفند. بيانات در ديدار مردم مريوان 26/2/1388
بعضىها هستند كه خيلى وسوسه مىكنند - آيا اين، آيا آن؟ آيا اين، آيا آن؟ - آخرش هم يا مجبور مىشوند به طاق جفت و استخاره متوسل شوند و يا اصلاً از خير رأى دادن مىگذرند. نه، انسان فكر مىكند؛ به كسى مىرسد و مىگويد: خدايا! نتيجهى تحقيقات من اين است. من طبق حجت درونى خودم - كه عقل و تفكر است- و بر اساس مشورتى كه با ديگران داشتهام، رأى مىدهم. خداى متعال قبول مىكند؛ ولو اين تشخيص، درست نباشد. بنابراين نبايد وسوسه كرد. معيارها، معيارهاى روشنى است. جوسازى و تبليغات دروغين و براق و رنگين نبايد انسان را از شناخت حقيقت دور بدارد.
بيانات در ديدار دانشجويان بسيجى 5/3/1384
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15:59  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15:52  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
خطبههای نماز جمعهی تهران
خطبهى اول بسماللَّهالرّحمنالرّحيم و الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نتوكّل عليه و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فى العالمين و السّلام على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين. قال الحكيم فى كتابه: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عليما حكيما»(1) همهى برادران و خواهران عزيز را توصيه ميكنم و دعوت ميكنم به رعايت تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه حال. اگر ما تقواى خدا را پيشه كنيم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه كنيم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از ياد نبريم - كه معناى حقيقى تقوا همين است - يقيناً بركات الهى، رحمت الهى، كمك الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعهى هر هفته دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال بايد اين حقيقت را، اين معناى شگفتانگيز را با خود مرور كند؛ تقوا را به خود تلقين كند. اين روزها از يك طرف به ايام ولادت باسعادت صديقهى كبرا فاطمهى زهرا (سلام اللَّه عليها) متصل و مربوط است، و از يك طرف به ايام مغتنم و ذى قيمت ماه رجب؛ وقت ذكر است، وقت دعاست، وقت توجه است. اين آيهاى كه من تلاوت كردم، به مؤمنان بشارت ميدهد و نزول سكينهى الهى را يادآورى ميكند. سكينه يعنى آرامش در مقابل تلاطمهاى گوناگون روحى و اجتماعى. اين آيه مربوط به حديبيه است. در ماجراى حركت پيامبر اكرم از مدينه به سمت مكه با چند صد نفر از ياران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پيش آمد كه از چند جهت موجب طوفانى شدن دلهاى مؤمنان بود. از يك طرف، دشمنان با نيروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛ اينها از مدينه دور بودند - حديبيه نزديك مكه است - نيروهاى دشمن متكى به عقبهى مكه بودند، نيرو داشتند، سلاح داشتند، جمعيت زياد داشتند؛ اين يك طرف قضيه بود كه موجب اضطراب ميشد، موجب تشويش براى بسيارى از مؤمنين ميشد؛ از طرف ديگر، پيغمبر اكرم بر طبق آن سياست عظيم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل كفارى كه آمده بودند در مقابل او، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحيم» را، «بسم اللَّه»، را از اين نوشته حذف كنيد، پيغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله از اين قبيل پبش آمد. اين هم دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به ترديد انداخت. در يك چنين مواردى كه اين اضطرابهاى گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصى، چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنينِ به اسلام پيش مىآيد، اينجا بايد منتظر سكينهى الهى بود؛ آنوقت ميفرمايد: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين»؛ خدا دلها را قرص كرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى روحى برحذر و بركنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر اين آرامشى كه خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتيجهى اين سكينهى الهى و آرامش روحى اين ميشود كه: «ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم»؛ آنوقت بذر ايمان در دل آنها عميقتر ميرويد، نور ايمان دل آنها را بيشتر روشن ميكند؛ ايمان آنها عميقتر ميشود. اين است كه براى يك مجموعهى مسلمان، مجموعهى مؤمن مهم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند كه خدا كمككار اوست، بداند كه خدا پشت سر رهپويان راه حق است. وقتى دلها قرص شد، گامها هم محكم ميشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه بهآسانى طى ميشود، به هدف نزديك ميشود. هميشه دشمنان اسلام خواستهاند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب كنند. در طول تاريخ اسلام موارد زيادى پيش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حركتهاى عظيم جهادى پيامبران قبل از نبى مكرم، مؤمنينى كه توانستند ايمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحى پيدا كردند. اين آرامش روحى حركات آنها را در اختيار جهت ايمانى قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نكردند؛ چون در حال تشويش و اضطراب، پيدا كردن راه درست دشوار ميشود. انسانى كه از آرامش روحى برخوردار است، درست فكر ميكند، درست تصميم ميگيرد، درست حركت ميكند. اينها نشانههاى رحمت الهى است. امروز جامعهى انقلابى ما، مردم مؤمن ما، نياز به اين دارند كه اين آرامش را، اين سكينه را، اين طمأنينه و وقار را در خودشان هرچه بيشتر به وجود بياورند. «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب».(2) ياد خداست كه دلها را در ماجراهاى طوفانى دنيا و زندگى حفظ ميكند. ياد خدا را مغتنم بشماريد. ايام ماه رجب - همانطور كه گفتيم - نزديك است. دعاهاى ماه رجب يك دريائى از معرفت است. در دعا فقط اين نيست كه انسان دل را به خدا نزديك ميكند؛ اين هست، فراگيرى هم هست. در دعا هم تعليم است، هم تزكيه هست. دعا هم ذهن را - اين دعاهاى مأثور از ائمه (عليهمالسّلام) - روشن ميكند، حقايقى را، معارفى را به ما مىآموزد كه در زندگى به آنها نياز داريم، و هم دل را متوجه به خدا ميكند. ذكر الهى را خيلى بايد مغتنم بشمريد. همين نماز جمعهى شما مصداق ذكر الهى است. «فاسعوا الى ذكر اللَّه».(3) در اينجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حركات شما بايد غالب باشد، ياد خداست. دل به ياد خدا، زبان متذكر به نام مقدس پروردگار، حركات دست و پا و جسم هم حركاتى در جهت ياد پروردگار و اطاعت اوامر الهى. اين چيزى كه مورد نياز يكايك ماست، همين است. من به شما عرض بكنم از اول انقلاب تا امروز - كه سى سال ميگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثى كه بعضى از آنها ميتوانست يك ملت را، يك نظام را از جا بكند، ميتوانست يك كشور را دچار درياى طوفانىاى بكند كه ندانند چه ميكنند و چه بايد بكنند - همين طور كه مىبينيم در بعضى از كشورهاى همسايهىمان - براى اين كشور پيش آمد، اما اين كشتى استوار كه متكى به ايمانهاى شما، به ارادهى شما، به دل نورانى شما به ذكر خدا متكى بود، در اين طوفانهاى گوناگون اندكاضطرابى پيدا نكرد. اين نشانهى رحمت الهى است؛ اين نشانهى تفضلات خداوند به شما ملت عزيز است. مشمول تفضلات الهى شدن يك مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهى يك مسئلهى ديگر است. مبادا به خودمان مغرور بشويم؛ مبادا وقتى دست كمك پروردگار را كه مىبينيم، بگوئيم: «ما كه مورد توجه پروردگار هستيم» و از وظائفمان غفلت كنيم؛ مبادا ياد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهاى عزيز در سراسر كشور و هر جا كه هستيد عرض ميكنم: جوانها! اين دلهاى پاك را، اين دلهاى نورانى را، اين دلهاى نرم را مغتنم بشمريد؛ آنها را با ياد پروردگار سيراب كنيد؛ آنها را از ذكر خدا لبريز كنيد، كه خداى متعال توجهاتش را و رحمتش را بر اين ملت مستدام خواهد كرد. و شما بدانيد - من امروز عرض ميكنم - آنجورى كه من دارم مىبينم اين ملت را و آنجورى كه مطلعم از تاريخ گذشتگان خودمان در اين كشور و در ديگر كشورها، من مطمئنم و يقين دارم اين ملت به توفيق الهى، به حول و قوهى الهى، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد يافت. اين فضاى معنوىِ جامعه را قدر بدانيد، مبادا هيجانهاى سياسى ما را از خدا غافل كند؛ مبادا بگومگوهاى گوناگونى كه در يك كشور پيش مىآيد - كه در ميان يك ملت آزاد يك امر طبيعى است - ما را غافل كند، ندانيم به كجا ميخواهيم برويم، ندانيم چه جور ميخواهيم برويم. اين انقلاب از اول بر پايهى ايمانهاى پاك و صادق استوار شد و ادامهى اين راه هم بر همين پايهى استوار قرار خواهد داشت. با وجود اين همه عوامل انحراف، بحمداللَّه ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دينشناسند، به معنويت علاقهمندند. امروز جوانها در دنيائى كه ماديگرى بر آن حاكم است، غرق در حيرت و آشفتگىاند؛ دورى از معنويت آنها را دچار آشگفتى كرده است؛ نميدانند چه بكنند؛ متفكرانشان هم ماندهاند؛ و بعضى از آنها فهميدهاند كه راه اصلاح كارهايشان مراجعه به معنويت است. ولى چه جور ميتوانند معنويت از دسترفته را، معنويتى را كه دو قرن است در كشورهاى غربى دائماً با وسائل گوناگون كوبيده شده است، ميخواهند برگردانند؛ كار آسانى نيست. اما ملت ما اينجور نيست. ملت ما در اين مجراى عظيم معنويت حركت كرد، با معنويت توانست يك انقلابِ با اين عظمت را به پيروزى برساند، با معنويت توانست در اين دنياى مادى يك نظام اسلامى را كه متكى به معنويت است، برافرازد، پايههاى آن را محكم كند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهاى گوناگون حفظ كند. ملت ما يك جنگ هشت سالهى تحميلى را با تكيهى به همين معنويت توانست با سرافرازى و پيروزى طى كند. امروز هم جوانهاى ما اكثراً جوانهاى مؤمن و معنوى هستند. حتّى آن كسانى كه بظاهر گرايش معنوى در سيماى آنها نيست، انسان در مواقع حساس مىبيند دلهايشان متوجه خداست. بارها من عرض كردهام كه در اين شبهاى قدر، در اين روزهاى اعتكاف، در اين مراسم نماز عيد فطر، چه افرادى، چه اشخاصى كه انسان گمان نميكند، دلهايشان را متوجه خدا ميكنند. پروردگارا ! تو را به قرآن سوگند ميدهيم، تو را به ائمهى هدى (عليهمالسّلام) و نبى مكرم سوگند ميدهيم دلهاى ما را از معنويت بيش از پيش انباشته بفرما. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل بيت كوتاه مكن. پروردگارا ! تقوا و ايمان و سكينهى الهى را بر دلهاى اين ملت بزرگ نازل كن. پروردگارا ! اين ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پيروزى برسان. پروردگارا ! دلهاى ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا ! آنچه ميگوئيم، آنچه ميكنيم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا ! سلام ما را به پيشگاه ولىات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعاى آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما. بسماللَّهالرّحمنالرّحيم و العصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(4) خطبهى دوم بسماللَّهالرّحمنالرّحيم والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما علىّ اميرالمؤمنين و حبيبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّبنالحسين و محمّدبنعلىّ و جعفربنمحمّد و موسىبنجعفر و علىّبنموسى و محمّدبنعلىّ و علىّبنمحمّد و الحسنبنعلىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتك عليهم اجمعين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين. اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه. در اين خطبه هم من همهى برادران و خواهران عزيزى را كه در نماز شركت دارند، دعوت ميكنم به تقوا، به پرهيزگارى. مسئلهاى كه در اين خطبه مطرح ميكنم، مسئلهى انتخابات است كه فعلاً مسئلهى روز در كشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم كرد. يك مطلب خطاب به عموم ملت عزيزمان در هر نقطهاى از كشور كه هستند، ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب را خطاب به نخبگان سياسى، نامزدهاى رياست جمهورى، فعالان و دستاندركاران قضاياى انتخابات ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب هم خطاب به سران استكبار، بعضى از دولتهاى غربى و سردمداران رسانههائى كه آنها اداره ميكنند، خواهم گفت. دربارهى مطلب اول كه خطاب به شما مردم عزيز است، حرف من عبارت است از يك دنيا تجليل و تعظيم و تشكر. بنده دوست ندارم در سخنرانىها و خطابهها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم يا تملق آنها را بگويم؛ اما در اين قضيهى انتخابات، خطاب به شما مردم عزيز عرض ميكنم كه هر چه با مبالغه صحبت بكنم، زياد نيست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ايرادى ندارد. كار بزرگى كرديد. انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسئوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركتجوى مردم در ادارهى كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسىهاى گوناگون - چه دموكراسىهاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسىهائى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه ميكنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همهپرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعهى گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولىعصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مىبيند. اين نشانهى توجه خداست. لازم ميدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد. نسل جوان ما بخصوص نشان داد كه همان شور سياسى، همان شعور سياسى، همان تعهد سياسى را كه ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتيم، دارد؛ با اين تفاوت كه در دوران انقلاب، كورهى داغ انقلاب دلها را به هيجان مىآورد، بعد هم در دورهى جنگ به نحو ديگرى؛ اما امروز اينها هم نيست، در عين حال اين تعهد، اين احساس مسئوليت، اين شور و شعور در نسل كنونى ما وجود دارد؛ اينها چيز كمى نيست. البته بين مردم اختلاف سليقه هست، اختلاف رأى هست؛ عدهاى كسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عدهى ديگرى كس ديگرى را قبول دارند، حرف ديگرى را قبول دارند؛ اينها هست، طبيعى هم هست، ليكن يك تعهد جمعى را انسان در بين همهى اين آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس ميكند؛ يك تعهد جمعى براى حفظ كشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پير، جوان، همه وارد اين ميدان شدند؛ همه در اين حركت عظيم شركت كردند. اين انتخابات، عزيزان من! براى دشمنان شما يك زلزلهى سياسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! اين يك جنبش عمومى و مردمى بود براى تجديد پيمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى يك نَفَس تازه كردن، يك حركت از نو، يك فرصت بزرگ. اين انتخابات، مردمسالارى دينى را به رخ همهى مردم عالم كشيد. همهى كسانى كه بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، ديدند مردمسالارى دينى يعنى چه. اين يك راه سوم است. در مقابل ديكتاتورىها و نظامهاى مستبد از يك طرف، و دموكراسىهاى دور از معنويت و دين از يك طرف ديگر، اين مردمسالارى دينى است؛ اين است كه دلهاى مردم را مجذوب ميكند و آنها را به وسط صحنه ميكشاند. اين، امتحان خودش را داد. اين يك نكته دربارهى اين انتخابات. نكتهى دوم در باب اين انتخابات اين است كه انتخابات 22 خرداد نشان داد كه مردم، با اعتماد و با اميد و با شادابى ملى در اين كشور زندگى ميكنند. اين جواب خيلى از حرفهائى است كه دشمنان شما در تبليغات مغرضانهى خودشان بر زبان مىآورند. اگر مردم در كشور به آينده اميدوار نباشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر احساس آزادى نكنند، به انتخابات روى خوش نشان نميدهند. اعتماد به نظام جمهورى اسلامى در اين انتخابات آشكار شد. و من بعد عرض خواهم كرد كه دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفتهاند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايهى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند دربارهى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند. دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد. اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. اين هم يك نكته. نكتهى سوم، مسئلهى رقابتها بود. اين رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بين نامزدهاى مختلف بود؛ همه ديدند. به قدرى اين رقابتها و اين گفتگوها و اين مناظرهها شفاف و صريح بود، كه عدهاى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده ميكنيم. من به شما عرض بكنم، فرض ما اين بود و هست كه اين رقابتى كه وجود دارد بين چهار نامزد انتخابات، اين رقابت ميان افراد و جريانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اينى كه دشمنان سعى ميكنند در رسانههاى گوناگون - كه غالباً هم اين رسانهها مال اين صهيونيستهاى خبيث و رذل است - اينجور وانمود كنند كه دعوا بين طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخير، اين جورى نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد. اين چهار نفرى كه وارد عرصهى اين انتخابات جدى شدند، همهشان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخستوزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرماندهى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوهى مقننهى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همهشان متعلق به نظامند. البته اختلافنظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرىهاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همهشان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابستهى به نظام؛ متعلق به نظام، و همهشان هم با اين سوابق. همهشان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همهشان از نزديك من كار كردم. البته بنده همهى ديدگاههاى اين آقايان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهايشان و عملكردهايشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به كشور مناسبتر از بعضى ديگر ميدانم؛ اما انتخاب به عهدهى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند. خواست من، تشخيص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معيارهاى خودشان تشخيص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ ميليونها اين طرف، ميليونها آن طرف. بنابراين، مسئله، مسئلهى درونى نظام است. اينى كه بخواهند صورت مسئله را تغيير بدهند، اين صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بين نظام و بيرون از نظام نيست، دعوا بين انقلاب و ضد انقلاب نيست؛ اختلاف بين عناصرى در درون چهار چوب نظام است. آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندىاش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند. اما اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظرهها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستادهاند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظرهها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عيوبى هم داشت، كه حالا هر دو را من عرض خواهم كرد. آن جهت مثبت، اين بود كه در اين مناظرهها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، يك سيلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروهها بدون ابهام، بدون پيچيدهگوئى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامههايشان چيست، پابندىهايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بيگانه به حساب نمىآيند، نظام كشور اندرونى و بيرونى ندارد. همه چيز در مقابل مردم آشكار، همهى نظرات در مقابل مردم بيان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همين دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زينتى نيست. حق انتخاب حقيقتاً متعلق به مردم است، مردم ميخواهند آگاهانه، هشيارانه انتخاب كنند. اين مناظرهها اين را نشان داد. يقيناً يكى از علل افزايش ده ميليونى آراء نسبت به آخرين حد نصابِ دورههاى قبل همين بود كه ذهن مردم، فكر مردم مشاركت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخيص دادند، وارد ميدان شدند. اين مناظرهها به سطح خيابانها هم كشيده شد، داخل خانهها هم رفت، كه اينها قدرت انتخاب مردم را بالا ميبرد. اينجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش ميدهد، قدرت انتخاب را بالا ميبرد. اين از نظر جمهورى اسلامى چيز مطلوبى است. البته همين جا من عرض بكنم كه اين گفتگوها نبايد به جائى برسد كه تبديل بشود به كدورت و كينه. اگر اين شد، آنوقت اثر عكس خواهد داشت. اگر به همان شكلى كه آن روز بود و در همان حد باقى بود، اين خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همين طور كش پيدا كند، ادامه پيدا كند، هى بگومگو بشود، اين تدريجاً تبديل خواهد شد به كينه. البته خيلى خوب است كه اينجور مناظرههائى در سطوح مديريتى ادامه پيدا كند - البته با حذف آن عيوبى كه بعد به آن اشاره خواهم كرد - و افراد، مسئولين، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبيين كنند. خيلى از اوقات اگر چنانچه يك انتقادى به كسى بشود، اين فرصتى است براى او كه بتواند ذهنها را روشن كند، تبيين كنند، حقيقت را بيان كنند؛ خيلى چيز خوبى است؛ البته با حذف آن عيوبى كه عرض خواهم كرد. اگر اين جور مناظرهها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، ديگر وقتى در هنگام انتخابات پيش آمد، حالت انفجارى پيدا نميكند؛ همهى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنيده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اينها محسنات اين مناظرات بود كه خيلى خوب بود؛ اما عيوبى هم داشت كه اين عيوب را بايد برطرف كرد. در مواردى انسان ميديد كه در اين مناظرهها جنبهى منطقى مناظره ضعيف ميشد؛ جنبهى احساساتى و عصبى پيدا ميكرد؛ جنبهى تخريبى غلبه پيدا ميكرد؛ سياهنمائى وضع موجود به شكل افراطى در اين مناظرهها ديده شد؛ سياهنمائى دورههاى گذشته هم در اين مناظرهها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بىانصافيهائى احياناً ديده شد؛ هم بىانصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت، و هم بىانصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد. بنده هم مثل بقيهى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظرهها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معيوب، آن تعريضها، آن تصريحها، التهابآور و نگرانكننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود. بنده اينجا در منبر نماز جمعه، در خطبهاى كه در حكم نماز است، حقايق را بايد بيان بكنم. هر دو طرف در اين عيب متأسفانه مشترك بودند. از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانىها را براى من مىآوردند و من ميديدم يا گاهى مىشنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامههاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مىبينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبتهاى خجالتآور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند. اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامهى درخشان سى سالهى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانهاى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقىهاى نادرست در جامعه به وجود مىآيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند. آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلىترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوختهاى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده. من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمينهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است. در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست. مناظرههاى زندهى تلويزيونى خوب است؛ اما اين آسيبها بايد برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئيس جمهور هم تذكر دادم؛ چون ميدانستم ايشان ترتيب اثر ميدهند. در مورد مبارزهى با فساد مالى، موضع نظام يك موضع روشنى است. در زمينهى مسائل مربوط به عدالت اجتماعى، موضع نظام يك موضع روشنى است. با فساد بايد در هر نقطهاى كه هست، مبارزه كرد. من ميخواهم اين را عرض بكنم: ما مدعى نيستيم در نظام ما فساد مالى و اقتصادى وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت كه بنده آن نامهى هشت مادهاى را چند سال قبل خطاب به رؤساى محترم سه قوه نمينوشتم و اينقدر روى آن تأكيد نميكردم. چرا، هست؛ اما ميخواهم اين را بگويم: نظام جمهورى اسلامى، همين امروز يكى از سالمترين نظامهاى سياسى و اجتماعى در دنياست. اينكه ما بيائيم به استناد گزارش فلان مرجع صهيونيستى، نظام را و كشور را متهم كنيم به فساد، اين مطلقاً درست نيست. اين هم كه ما اشخاص را، مسئولين را بىجهت در زمينهى فساد زير سؤال ببريم، اين هم درست نيست. فساد مالى يكى از مسائل مهم در نظام اسلامى است و بايد با او جداً مبارزه كرد؛ هم در قوهى مجريه، هم در قوهى قضائيه، هم در قوهى مقننه. همه موظفند با اين مسئله مبارزه كنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پيدا خواهد كرد؛ كما اينكه بسيارى از كشورهاى دنيا - همين كشورهاى غربى كه اينقدر دم از مبارزهى با فساد مالى و پولشوئى و امثال اينها ميزنند - تا خرخره غرق در فسادند. قضاياى دولت انگليس و مجلس پارلمان انگليس را اين روزها شنيديد و همهى دنيا دانستند. اين يك گوشههائى از قضاياست؛ خيلى بيش از اينهاست. اين بخش مربوط به خطاب مردم را من جمعبندى كنم. عزيزان من! ملت ايران! 22 خرداد يك حماسه بود. اين حماسه، تاريخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنيا خواستند اين پيروزى مطلق نظام را، اين پيروزى حتمى را، به يك پيروزى مشكوك و قابل ترديد تبديل كنند. حتّى بعضى خواستند اين را به يك شكست ملى تبديل كنند! خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهانى را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نميشود آن را دستكارى كرد. رقابتها تمام شد. همهى كسانى كه به اين چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ انشاءاللَّه اجر الهى دارند. همهشان در درون جبههى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم كردهاند. خط انقلاب، چهل ميليون رأى دارد؛ نه بيست و چهار و نيم ميليون كه رأى به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأى دادند. مردم اطمينان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه جمهورى اسلامى اهل خيانت در آراء مردم نيست. ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازهى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دستاندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زير بار بدعتهاى غيرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برندهاند، بعضى برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتى ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبههاى هست، از راههاى قانونى پيگيرى بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالى در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلى در اين جهت وجود ندارد. اين راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزيز. اما خطاب دوم من، خطاب به سياسيون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جريانات است. من ميخواهم عرض كنم به اين حضرات، كه امروز يك لحظهى حساس تاريخى براى كشور است؛ نگاه كنيد به وضع دنيا، نگاه كنيد به وضع خاورميانه، نگاه كنيد به وضع اقتصادى عالم، نگاه كنيد به مسائل كشورهاى همسايهى ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاكستان. ما در نقطهى حساسى از تاريخ قرار گرفتهايم. همهى ما وظيفه داريم كه در اين مرحلهى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم. در اين قضيهى انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفهى خودشان عمل كردند. وظيفهشان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگينترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عدهاى از اينها حرفشنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطىگرى كنند، دامنهى اين افراطىگرى در بدنهى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونههايش را ديدهايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطىگرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهايند. من به همهى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعهى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنهى كمينكرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهرههايشان برميدارند و چهرهى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد. امروز - حالا عرض خواهم كرد - ديپلماتهاى برجستهى چند كشور غربى كه تا حالا با تعارفات ديپلماتيك با ما حرف ميزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهرهى واقعى خودشان را دارند نشان ميدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر».(5) دشمنىهاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان ميدهند؛ از همه هم خبيثتر دولت انگليس. من به اين برادران عرض ميكنم، به مسئوليت پيش خداى متعال فكر كنيد: پيش خدا مسئوليد، از شما سؤال خواهد شد. آخرين وصاياى امام را به ياد بياوريد؛ قانون، فصلالخطاب است؛ قانون را فصلالخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همهى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آوردهاند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربهى تروريستى بزند - مسئلهى او مسئلهى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبهى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزباللهى را، نه آن شلوغكنها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردمسالارى است. من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهدهى آنهاست. اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبهى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت. من از همهى اين دوستان، اين برادران، ميخواهم بنا را بر برادرى بگذاريد، بنا را بر تفاهم بگذاريد، قانون را رعايت كنيد. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از اين راه برويد. و اميدوارم خداى متعال توفيق بدهد كه همه از اين راه بروند. خب، همه پيشرفت كشور را ميخواهند. جشن پيروزى چهل ميليونى را اين برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن ميخواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد. و اما خطاب سوم، خطاب به سران استكبار و سران رسانههاى استكبارى است. بنده در اين دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمريكا و دولتمردان چند كشور اروپائى را دنبال كردم؛ در اين هفتههاى نزديك به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم اين دو سه روزِ بعد از انتخابات. يك وضع متغير و متفاوتى داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگيرى رسانههايشان، دولتمردانشان، اين بود كه در اصلِ انتخابات ايجاد ترديد كنند، شايد شركت مردم كم بشود. البته همين نتائجى كه از اين انتخابات حاصل شد، همين نتائج را آنها هم - هم اروپائىها، هم آمريكائىها - حدس ميزدند؛ اما اين حركت عظيم مردم را انتظار نداشتند؛ اين كارِ 85 درصدى؛ چهل ميليونى را باور نميكردند. بعد از آنكه اين حضور عظيم ديده شد، اينها شوكه شدند؛ فهميدند چه اتفاق بزرگى در ايران افتاد؛ فهميدند كه بايد خودشان را با اين شرائط جديد وفق بدهند؛ هم در امور بين الملل، هم در امور خاورميانه و جهان اسلام، هم در مسئلهى هستهاى. در مسائل ايران شوكه شدند؛ فهميدند كه سرفصل جديدى در مسائل مربوط به جمهورى اسلامى پيدا شد، كه مجبورند اين را بپذيرند. اين مال هنگامى بود كه اين حركت عظيم مردم ديده شد و از اينجا مرتب به وسيلهى ايادى خودشان مخابره شد و همهشان اظهار تعجب كردند؛ از همان صبح جمعه اين اظهارات شروع شد، آنجا هم برخى از بازخوردهاى اين اظهارات ديده شد. وقتى اعتراض بعضى از نامزدها را ديدند، ناگهان احساس كردند فرصتى برايشان پيش آمد. اين فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موجسوارى كنند. لحنشان از روز شنبه و يكشنبه عوض شد و وقتى يواش يواش چشمشان افتاد به بعضى از اجتماعات مردمى كه به دعوت نامزدها مثلاً در خيابانها پيدا شدند، اميدوار شدند، يواش يواش نقابهايشان كنار رفت و حقيقت خودشان را بنا كردند نشان دادن. چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا كشور اروپائى و آمريكا حرفهائى زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزى بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقهى به روابط كنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟ در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجى به كار افتادند و خط تخريب خيابانى شروع شد؛ خط تخريب، خط آتشسوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشههاى دكان مردم را بشكنند، اموال بعضى از مغازهها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت. اين ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دستنشاندگان سرويسهاى جاسوسى غربى و صهيونيست است. اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است (!) يك سرمايهدار صهيونيست آمريكائى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانهها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند. آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشتتر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟! افغانستان را كى به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى زير چكمهى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقهى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقهى داوودىها به قول خودشان ديويدىها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچمدار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطهاى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانهى همين است. نشانهى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيلهى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. خب، اين عرايض ما بود دربارهى انتخابات. يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همهى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما. بسماللَّهالرّحمنالرّحيم اذا جاء نصر اللَّه و الفتح. و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللَّه افواجا. فسبّح بحمد ربّك و استغفره انّه كان توّابا. و السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته 1) فتح: 4 2) رعد: 28 3) جمعه: 9 4) عصر: 3-1 5) آل عمران: 118
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15:47  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15:40  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
امام موسي كاظم (ع) ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) و نهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد. چگونگي به امامت رسيدن آن حضرت: ـ برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است. ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.
شخصيت اخلاقي: او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بود. بران و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمود. شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار (كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.
برخورد حاكمان سياسي معاصر با امام: مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم (ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است بقدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است. ـ زمخشري در (ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقاتها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه (آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود:
زندان نمودن امام و چگونگي شهادت: درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند. عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند. نجمه همسر امام: نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجيب و پاكيزه بود. حميده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود، خريد و به منزل برد.
فرزندان امام: بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.
تأثير علمي آن بزرگوار: امام هفتم (ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت. سخنان برگزيده* امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛ زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسينعليه السلام است. * امام كاظم عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛ سه چيز تباهى مىآورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت. * امام كاظم عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛ كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است. * امام كاظم عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛ اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مىكرد. * امام كاظم عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛ كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست. * امام كاظم عليه السلام: ما مِن شَىءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛ در هر چيزى كه چشمانت مىبيند، موعظهاى است. * امام كاظم عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛ هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مىدارد. * امام كاظم عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛ هر گاه سه نفر در خانه اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مىكند. * امام كاظم عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛ مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آنگاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى. * امام كاظم عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛ مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است. * امام كاظم عليه السلام: أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15:21  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
تعریف اعتکافکلمه اعتکاف از ریشه عکف است. اهل لغت برای این ریشه، معانی گوناگونی ذکر نموده اند. از جمله: رویکرد به چیزی با توجه و مواظبت، اقبال به چیزی بی آن که روی از آن برگردد، محبوس و متوقف کردن چیزی، اقبال و ملازمت بر چیزی از روی تعظیم و بزرگداشت آن، التزام به یک مکان و اقامت در آن، اقامت، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف. ماه رجب گاهِ اعتکاف است. در این ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوی دوست،با حضور در صحن و سرای دوست، پله های سوک را پیموده و پله پله به خدا نزدیکتر می شوند. مجموع تعاریف بالا را می توان، در یک تعریف خلاصه کرد: "اعتکاف به معنی اقامت گزیددن در جایی است به طوری که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و این التزام ناشی از اهمیت و عظمت آن موضع باشد." بنابراین آنچه باعث تفاوت میان اعتکاف و سایر اقامتها می شود این است که در اعتکاف، یک نحوه توجه و رویکردی وجود دارد که مانع اشتغال فرد به امور دیگر، غیر از آنچه که به او روی کرده می شود. اما تعریف اصطلاحی اعتکاف: امام خمینی (ره) در تعریف اعتکاف می گویند: "وَ هُوَ اللَّبَثُ فِی المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا یعتَبَرُ فِیه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخری خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛ اعتکاف، ماندن در مسجد به نیت عبادت است و قصد عبادت دیگر، در آن معتبر نیست. اگر چه احتیاط مستحب نیت عبادتی دیگر، در کنار اصل ماندن می باشد. ارکان اعتکاف: ارکان عبادت یعنی اجزایی که اگر عمداً یا هوا ترک شوند، آن عبادت باطل می شود. اعتکاف نیز ارکانی دارد که عبارت اند از 1) نیت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر یا مساجد چهار گانه معروف؛ 3) کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه دار بودن معتکف در ایام اعتکاف. آداب، احکام و شرایط اعتکافدر این فراز نگاهی گذرا به اعمال، احکام، شرایط، محرمات و آداب اعتکاف افکنده ایم. اعتکاف از عبادات مستحب به شمار می رود. البته، ممکن است هر عبادت مستحبی، تحت عناوین دیگری، واجب گردد. اعتکاف نیز با داخل شدن تحت یکی از این عناوین از استحباب خارج شده رنگ وجوب به خود می گیرد. اگر کسی نذر کند یا با خدای خود عهد و پیمان ببندد که سه روز در مسجد جامع معتکف شوم تحت عنوان وفای به نذر و عهد، اعتکاف بر او واجب می گردد. اعتکاف با شرط در ضمن عقد نیز واجب می شود به طور مثال: اگر خانه خود را به دیگری اجاره دهد و شرط کند که مستأجر سه روز اعتکاف نماید و همچنین بر اجیری که تعهد کرده در برابر مبلغی، معتکف شود، واجب است که اعتکاف را انجام دهد. همچنین کسی که دو روز اعتکاف را تمام کند اعتکاف روز سوم بر او واجب است. شرایط اعتکافشرایط اعتکاف عبارت اند از: ۱) ایمان: اعتکاف از غیر مسلمان، پذیرفته نمی شود و باطل است. 2- عقل: اعتکاف انسان مجنون باطل است. البته آنان که دارای جنون ادواری هستند. یعنی بعضی از اوقات در حال جنون و دیگر اوقات سالم هستند، اگر در حال سلامت معتکف شوند، اعتکاف آنها صحیح است. اصولاً هر عاملی مانند بی هوشی و مستی و ... که موجب از کار افتادگی عقل شود، اعتکاف را باطل می کند. 3-نیت و قصد قربت: در یک تقسیم بندی، واجبات و مستحبات به دو قسم تعبدی و توصلی تقسیم می شوند. مراد از تعبدی، عملی است که قصد قربت در آن معتبر است مانند نماز و روزه؛ اما در اعمال توصلی این طور نیست. اعتکاف مانند نماز و روزه از اعمال تعبدی است و چنانچه بدون قصد قربت و با انگیزه های غیر الهی انجام شود، باطل می گردد. کسی که قصد اعتکاف دارد باید قبل از طلوع فجر نیت کند. سؤال اینجاست: آیا ماندن در مسجد و روزه گرفتن به قصد اعتکاف کافی است؟ یا آن که معتکف باید قصد کند عبادتی دیگر مانند قرائت قرآن و دعا را نیز انجام دهد؟ بیشتر فقها می گویند: برای تحقق اعتکاف، قصد ماندن در مسجد به عنوان اعتکاف، به تنهایی کافی است. در مقابل، برخی از فقها، قصد عبادتی دیگر را شرط می دانند. بنا بر مفاد بعضی از روایات، می توان برای رفع حوائج مسلمین یا
برطرف کردن نیازهای نظام اسلامی، از مسجد در حال اعتکاف خارج
و بعد از رفع حاجت به مسجد بازگشت. کما اینکه
در سالی که ایام اعتکاف ماه رجب مصادف با 22 بهمن شده بود،
فقهای بزرگ اسلام، مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی و
مرحوم آیت الله العظمی اراکی،
جهت شرکت در راهپیمایی 22 بهمن به جواز خروج از مسجد فتوا دادند. 4- روزه: از شرایط اعتکاف، روزه گرفتن در ایام اعتکاف است. لذا تحقق اعتکاف از مسافری که روزه برای او جایز نیست غیر ممکن است و نیز اعتکاف از زنان در حال عادت ماهیانه ( هم به دلیل جایز نبودن روزه و هم به دلیل جایز نبودن توقف در مسجد برای او ) پذیرفته نمی باشد و همچنین اعتکاف در روز عید قربان و عید فطر که روزه در آن دو روز حرام است، باطل است. 5- مدت اعتکاف: اعتکاف نباید کمتر از سه روز باشد. اگر کسی کمتر از سه روز را برای اعتکاف نیت کند باطل است. اما اعتکاف بیش از سه روز مانعی ندارد و محدود به حد معینی نیست، اگرچه بعد از هر دو روز، سومین روز آن واجب است. بنابراین اگر پنج روز اعتکاف کند، روز ششم واجب است و اگر هشت روز اعتکاف کند، روز نهم بنا بر احتیاط، واجب است. 6- حضور در مسجد جامع: اعتکاف باید در مسجد جامع شهر باشد و اعتکاف در سایر مساجد، مثل مسجد قبیله یا مسجد بازار کافی نیست. اگر مسجد جامع در شهری متعدد باشد؛ می تواند یکی از آنها را انتخاب نماید. در صورت امکان احوط آن است که یکی از مساجد چهار گانه یعنی: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد کوفه و مسجد بصره را برای اعتکاف برگزینند. 7- اجازه صاحب اجازه: از آنجا که اعتکاف به خودی خود واجب نیست و انجام آن مستلزم خروج از منزل و صرف وقت نسبتاً زیادی است و ممکن است موجب پایمال شدن حق کسی شود، لذا یکی از شرایطی که برای آن ذکر می کنند؛ اجازه صاحب اجازه است. اگر کسی نسبت به فرد معتکف ولایت دارد یا حقی از او با انجام اعتکاف ضایع می شود، اجازه او در صحت اعتکاف شرط است و اگر بی اجازه او معتکف شود، زحمت بیهوده کشیده و وقت خود را تلف کرده است. به عنوان مثل اگر فرزندی بخواهد معتکف شود و این کار او، موجب آزار و اذیت پدر و مادر می شود یا به هر علتی به او اجازه اعتکاف ندهند، اعتکافش صحیح نیست. همچنین اگر زنی بخواهد معتکف شود و این کارش با حق شوهر منافات داشته باشد یا بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود اعتکاف او اشکال دارد. اگر کسی طبق قراردادی مانند اجاره، باید مدت زمانی را در اختیار فرد یا سازمانی باشد نمی تواند بدون اجازه صاحب کار، به اعتکاف برود. زیرا حق او با اعتکاف این مرد ضایع می گردد. این در صورتی است که فرد به طور کلی مالکیت وقت و منافع خود را به دیگری واگذار کرده باشد. اما در جایی که تنها قراردادی برای انجام کار معینی بسته شده، اگر به آن عمل نکنند و به اعتکاف بپردازد هر چند به خاطر وفا نکردن به عهد خود گناهکار است اما برخی از فقها اعتکاف او را صحیح می دانند. 8- پیوستگی توقف: در اعتکاف باید وقوف در مساجد، به طور مداوم و پیوسته باشد. اگر شخص معتکف از روی عمد و با اراده، در غیر موارد مجاز، از مسجد خارج گردد، اعتکاف او باطل می شود چه عالم به حکم باشد و چه جاهل؛ ولی اگر در صورت فراموشی یا علی رغم میل باطنی و به اجبار مسجد را ترک نماید، اعتکاف او صحیح است. پس خروج از مسجد برای قضای حاجت یا انجام غسلهای واجب، به اعتکاف ضرری نمی رساند. امام صادق (ع) می فرماید: "لا یخرُجُ المُعتَکفُ مِنَ المَسجِدِ الاّ فِی حاجَةٍ ؛ فرد معتکف از مسجد خارج نمی شود مگر برای حاجتی ضروری". از آنجا که در ضرورتها تنها باید به قدر دفع ضرورت اکتفا نمود لذا معتکف نمی تواند بیشتر از مقدار لازم در خارج از مسجد مکث کند. بنا بر مفاد بعضی از روایات، می توان برای رفع حوائج مسلمین یا برطرف کردن نیازهای نظام اسلامی، از مسجد در حال اعتکاف خارج و بعد از رفع حاجت به مسجد بازگشت. کما اینکه در سالی که ایام اعتکاف ماه رجب مصادف با 22 بهمن شده بود، فقهای بزرگ اسلام، مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی و مرحوم آیت الله العظمی اراکی، جهت شرکت در راهپیمایی 22 بهمن به جواز خروج از مسجد فتوا دادند. بعضی از فقها پرهیز از محرمات احرام را بر معتکف مستحب دانسته اند. این محرمات 24 چیز است که در مناسک حج بیان گردیده است. محرمات اعتکافاز وجوه تمایز اعتکاف در اسلام و سایر ادیان، محرمات اعتکاف است. محرمات اعتکاف عبارت اند از: 1- پرداختن به امور جنسی به معنای وسیع آن: که شامل هر نوع بهره برداری شهوانی می باشد که از مهترین آنان مباشرت با همسر می باشد. قرآن در این باره آیه ای صریح دارد "وَ لا تُباشَروهُنّ وَ اَنتُم عاکِفوُنَ فِی المَساجِدِ. ( بقره :187)" در صورت ارتکاب این عمل باید کفاره پرداخت کند. حرمت این عمل از سه جهت می باشد: الف) مکان اعتکاف (مسجد) ب) روزه ج) خود اعتکاف 2-بوییدن عطر و هر نوع بوی خوش و گیاهان معطر به قصد لذت بردن: بنابراین برای کسانی که فاقد حس بویایی هستند در این مورد مانعی وجود ندارد. امام باقر (ع) می فرماید: "المُعتَکِفَ لا یشّمُ الطِیبَ وَ لا یتَلَذّذُ بِالرَیحانِ؛ معتکف از بوییدن عطر پرهیز می کند و از گیاهان معطر بهره نمی برد." 3 – مجادله و مناقشه: حرمت جدال مربوط به اموری است که معتکف بخواهد فضل و برتری خود را به دیگران نشان دهد. پس اگر جدال به نیت و انگیزه درستی انجام گیرد، مانند اینکه بخواهد حقی را اثبات کند یا باطلی را محو نماید مانعی ندارد. 4- محرمات روزه: در حال روزه یعنی از طلوع تا غروب خورشید، که معتکف روزه می گیرد، باید از محرمات روزه نیز اجتناب نماید، البته بعضی از این محرمات با محرمات اعتکاف مشترکند، بعضی نیز متفاوتند. بعضی از فقها پرهیز از محرمات احرام را بر معتکف مستحب دانسته اند. این محرمات 24 چیز است که در مناسک حج بیان گردیده است. 5- خرید و فروش: انواع تجارت و معامله بر معتکف حرام است، مگر اینکه ضرورتی پیش آید.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 16:57  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
۱۳ رجب همه با هم معتکف می شویم و حرکت خود را به سمت شب قدر سریع تر می کنیم
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 16:1  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
۲۹ تیر پیاده روی از مسجد جمکران مولای غریب عجل الله تعالی فرجه الشریف به سمت مشهد سلطان علی بن موسی الرضا سلام الله علیه
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 15:59  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 12:8  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
جلوه های عبودیت امام رضا(ع)
آنچه از جلوه های عبودیت و بندگی آن حضرت در آینه ی اخبار و نقل های تاریخی به یاد مانده ، در بیان فهرست گونه زیر می توان شاهد آن بود: * شب ها ، کم می خوابید و بیشتر شب را به عبادت سپری می کرد. * بسیاری از روزها را روزه داشت و بویژه روزهای اول، نیمه و آخر هر ماه را روزه می گرفت . و می فرمود : « ذالک صوم الدهر » اگر کسی این چند روز را روزه گیرد ، به شخصی ماند که تمام عمر ، روزه بوده است. * سجده هایش بسیار طولانی بود، به گونه ای که اگر پس از نماز صبح به خاک می افتاد، تا دمیدن آفتاب صبحگاهی ، همچنان در سجده بود. * قرآن بسیار تلاوت می کرد و اُنس امام (ع) با قرآن چنان بود که جز از قرآن نمی گفت، پاسخ او به هر پرسشی، از قرآن بود. تمثیل های او نیز برگرفته از قرآن بود. * هنگامی که در بستر خواب قرار می گرفت ، به یاد خدا و تلاوت قرآن مشغول می شد. * در تلاوت آیات نورانی قرآن، اگر به آیه ای می رسید که در آن از دوزخ و کیفر الهی بود، سخت می گریست و از آن به خدا پناهنده می شد. * به نماز اول وقت اهتمام داشت و روزهایی که روزه داشتند، هنگام افطار، نخست نماز می خواندند. * نوافل بویژه نماز شب را حتی در سفر رها نمی کرد و چون ثلث آخر شب فرا می رسید از بستر بر می خواست، در حالی که ذکر بر لب داشت. به محل وضو رفته، مسواک می کرد، وضو می گرفت، به نماز می ایستاد و هر شب علاوه بر نافله شب ، نماز جعفر طیار را نیز می خواند تا هنگام نماز صبح و پس از انجام فریضه صبح، به تعقیبات ادامه داده، با طلوع خورشید، سجده شکر می کرد و این مرحله عبادی را به انجام می رسانید. * همواره ذکر خدا را بر زبان داشت. * از خدا سخت می ترسید. * در غیر نماز نیز به مناجات با خدا، اُنس داشت. * بسیار وقت ها، به خواندن نماز اشتغال داشت. * رجاء بن ابی ضحاک، مأمور شد تا امام را از مدینه به مرو، همراهی کند، خلیفه به وی دستور داد، در تمام شبانه روز و در طول سفر، ملازم و همراه امام (ع) باشد. در پایان سفر چنین گفت: « به خدا سوگند کسی را نیافتم که از او پرهیزکارتر باشد و بیش از آن گرامی به یاد خدا و در خوف از خدا به سر برد.» آنگاه او به جلوه های مختلف عبادت امام نیز اشاره می کند، که در این مختصر نمی گنجد. حضور امام رضا (ع) در میدان عبادت، حضوری انزوا طلبانه نبود و عبادت و بندگی به درگاه خدا را وسیله رها کردن مسئولیت های اجتماعی و پرداختن به واقعیت های زندگی قرار نداده بود، بلکه آن گرامی در اوج زهد و تقوا ، شخصیتی سازنده و حاضر در میدان های علمی و اجتماعی بود. اخلاق امام (ع) در بیان روایات * او بسیار به مستمندان رسیدگی می کرد. * به دادن صدقه بویژه در شب های تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می کرد. * با خدمتگزارانش کناره یک سفره می نشست و غذا می خورد. * هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی گذارد، مگر بر اساس تقوا. * همواره متبسم و خوش رو بود. *بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ساخت. * با فقرا می نشست. * در تشییع جنازه شرکت می جست. * خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی خواند. * با صدای بلند و قهقهه نمی خندید. * رفع نیاز مومنان و گره گشایی از ایشان را بر دیگر کار ها مقدم می داشت. * روی حصیر می نشست. * قرآن زیاد تلاوت می کرد. * با گفتارش دل کسی را نرنجانید. * سخن هیچ کس را نا تمام نمی گذاشت و نمی شکست. * هیچ نیازمندی را تا حد امکان رد نمی کرد. * پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی کرد. * در حضور دیگران همواره از دیوار فاصله داشت و هیچ گاه تکیه نزد. * همواره یاد خدا را بر زبان جاری داشت. * از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت. * به مسافری که پول خود را تمام و یا گم کرده بود، بدون چشم داشت ، هزینه سفر می داد. * در دادن افطاری به روزه داران کوشا بود. * به عیادت بیماران می رفت. * در معابر عمومی ، آب دهان خود را نمی انداخت. * از میهمان ها شخصاً پذیرایی می کرد . *هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می شد، اجازه نمی داد تا برای احترام وی از جای برخیزند. * به سخن دیگران که وی را مخاطب قرار داده ، از او پرسشی داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ می داد. * خویش را به بوی خوش معطر می کرد، بخصوص برای نماز . * به نظافت جسم و لباس بویژه موی سر توجه داشت. * قبل از غذا دست ها را می شست و با چیزی خشک نمی کرد ، بعد از غذا نیز آنها را می شست و با حوله ای خشک می کرد. * اگر غذایی از حد نیاز زیاد می آمد آن را هرگز دور نمی ریخت. * در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی خورد. * بسیار بردبار و شکیبا بود. * کارگری را که به مبلغ معین اجیر می کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می کرد. * با همگان با رأفت و خوشرویی روبرو می شد. * بسیار فروتن بود. * به فقرا و بیچارگان بسیار می بخشید و آن را برای خود پس انداز می دانست. « این همه که یاد شد بی گمان خوشه ای از خرمن شخصیت اخلاقی آن امام بزرگ است و نه تمام آن» امید آن داریم که حضرت رضا (ع) ما را ازخامین خود قرار دهد. به خدا خاک درش را نفروشم به بهشت چون مرا خطه خراسان, وطن است.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 12:4  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:14  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
۷۰ روز باقی مانده تا ....
برای تسلای دل صاحب الزمان سلام الله علیه هر کاری می توانید بکنید
والله لا افارق المهدی
اینم برای اونایی که کربلایی نشدن
اینم برای بیچاره های کربلا
آقا حسودیمون میشه به این کبوتر ها
خوش به حال اونایی که سر دادن برای آقاشون
پلاک هاشون هم جا گذاشتند
آقاجان بد جوری دلم گرفتم
آقا سید اونجا از سفره حضرت زهرا برام بگو از امام حسین چه خبر؟ حضرت زینب؟ امام رضا؟
برای دل حضرت زهرا سلام الله علیها و منتقمش صاحب الزمان سلام الله علیه صلوات غیرتی
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:0  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
قال الحسین بن علی (سلام الله علیه) :
۱) اقسام جهاد ۲) نعمت ناخوش انجام ۳) عبادتِ تاجران، عابدان و آزادگان ۴) پرهيز از ستمكاری
۵)روی آوردن به ديندار، جوانمرد و اصيل ۶) آثار غذی حرام ۷) پيشی گيرنده در آشتی ۸) پرهيز از كلام پست و سبك
به نیت امام رضا علیه السلام ۸ حدیث از امام حسین علیه السلام آورده شد یا حسین مدد و یا رضا مدد
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 14:25  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت علیهم السلام در نجف اشرف، شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیة الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف داشتم، با خود عهد کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم؛ به این نیت که جمال آقا صاحب الامر علیه السلام را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم.
تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجد سهله خندقی بود، هنگامی که به آنجا رسیدم بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجود مرا فراگرفت مخصوصاً از زیادی قطاع الطریق و دزدها؛ ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که ببیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: « ای سید! سلام علیکم » ترس و وحشت به کلی از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم. به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سوال کرد: « کجا قصد داری؟ » گفتم: « مسجد سهله » فرمود: « به چه جهت؟ » گفتم: « به قصد تشرف زیارت ولی عصر علیه السلام ». مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان ( مسجد کوچکی است نزدیک مسجد سهله ) رسیدیم، داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند که کأنّ با او دیوار و سنگها آن دعا را می خواندند، احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم. بعد از دعا سید فرمود: « سید تو گرسنه ای، چه خوبست شام بخوری ». پس سفره ای را که زیر عبا داشت بیرون آورده و در آن مثل اینکه سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینکه تازه از باغ چیده و آن وقت چهله زمستان، و سرمای زننده ای بود و من متوجه این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده؟ طبق دستور آقا، شام خوردم. سپس فرمود: « بلند شو تا به مسجد سهله برویم » داخل مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتدا کردم و متوجه نبودم که این آقا کیست. بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود: « ای سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟ » گفتم: « می مانم ». در وسط مسجد در مقام امام صادق علیه السلام نشستم به ایشان گفتم: « آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟ » در جواب، کلام جامعی را فرمود: « این امور از فضول زندگیست و ما از این فضول دوریم. » این کلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم می آید ارکان وجودم می لرزد. به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعض آنها اشاره می کنم. ۱) تأکید بر زیارت سیدالشهداء علیه السلام. ۲) از جمله مطالب در این جلسه، تأکید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود: ۳) دیگر اینکه تأکید فرمودند، بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشاء که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را می خوانی و فرمود: کفایت می کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب، چنانکه گذشت. ۶) پرسیدم: « نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس روسفیدم؟ »
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 14:8  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
پیشاپیش میلاد بی بی دو عالم علیا مخدره زینب کبری سلام الله علیها را به همگان تیریک می گوییم
برا فرج زیاد دعا کنیم
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:36  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 10:18  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
ای امت مسلمان ، شهیدان جان می دهند ، تا اسلام زنده باشد ، تا انسانیت قربانی نشود. رسالت عظیم ما پاسداری از هدف مقدس آن هاست. قسمتی از وصیت نامه شهید محمد علی زارع
یا الله،یا محمد،یا علی،یا فاطمة زهرا،یا حسن،یا حسین،یا مهدی (عج) و تو ای روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان. خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت و نافرمانی ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم. می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی. ای وای كه سیه روز خواهم بود.خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی! هیهات كه نفهمیدم. یا ابا عبدالله شفاعت! آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش ، و چه كنم كه تهیدستم،خدایا تو قبولم كن. سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم وستم، عصر كفر و الحاد،عصر مظلومیت اسلام وپیروان واقعی اش. عزیزانم شبانه روز باید شكرگزار خدا باشیم كه سرباز راستین صادق این نعمت شویم و باید خطر وسوسه های درونی ودنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت وخلوص در عمل ،تنها چاره ساز است. ای عاشقان اباعبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت،گونه ها بایستی از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نمائیم تا بلكه قدری از تكلیف خود را در شكر گزاری بجا آورده باشیم. وصیت به مادرم وخواهران و برادرانم و اهل فامیل بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست،همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید،پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید،اهمیّت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید وفرزندان خود را نیز همانگونه تربیت كنید تا سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابولفضل برای اسلام ببار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امید دارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد. خدایا مرا پاكیزه بپذیر مهدی باكری امام خمینی (ره):خداوند شهدی اسلام مهدی باکری را رحمت فرماید
فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی
شهید والا مقام شهید حجت الاسلام والمسلمین احمد هاشمی فرازی از وصیت نامه شهید( خدای را حمد میگویم که نعمت جمهوری اسلامی و رهبر عزیز انقلاب را به این نسل عنایت فرمود و ما را از ظلمات و تاریکی رهانید و به سوی نور هدایت کرد و به بنده گناهکارش عنایت فرمود تا در این معامله که خود مشتری جانهاست شرکت نماید و به ندای حسین زمانش لبیک بگوید . ای غزیزان شما دنبال کننده راه شهیدان باشید چون آنان خود پیرو امامت وولایت فقیه بودند به راستی که این وصیتنامه ها انسان را میلرزاند و از خواب غفلت بیدار میکند اینان شاگردانیهستند که توحیدی ترین شعار هستی را با رشادتی شکوهمند در عرصه سخت امتحان و آزمایش به نمایش گذارده است و زیرکانه در بازار بزرگ و پر زرق و برق دنیا متاع کمیاب و ارزشمند خویش را به دور از چشم سارقین به عین الله الناظره نشان داده و در تجارتی پر سود شریک شدندشهید احمد هاشمی که در سال 1339 در شهر کبودر آهنگ استان همدان دیده به جهان گشود پس از پشت سر گذاردن دوران ابتدایی و متوسطه در سال 1357 به حوزه علمیه رفت و با تحصیل در علوم دینی رقه ای از نورانیت را در وجودش پرورانید و در همانجا بود که الفبلی شهادت را یاد گرفت او که قبل از پیروزی انقلاب دیده بود که چگونه شیفتگان ولایت با سرافرازی مدال شهامت و شهادت را بر سر خود می آویزند و در مسیر هدایت بندگان مشعل بدست پیش میروند همواره دنبال فرصتی بود که به آنان بپیوندد و دعایش آنگاه به اجابت رسید که صدای هل من ناصر ینصرنی رهبرش را شنید و با شوقی وصف ناپذیر به خاک جبهه گام نهاد در آنجا موقعیت دشمن را به عنوان دیده بانی بیدار به عقب گردش گزارش میداد و تنها مینشست و ساعتها خیره به نقطهای دوردست رانگاه میکرد گاه میشد که قلاب دوربینش به قطرات اشکی مرطوب میشد سرانجام در سال 1365 در منطقه مهران به شاهدت رسید روحش شاد
وصیت نامه شهید محمد جهان آرا از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین». بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی. من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم. خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در ... و تو ای امامم! ای که به اندازه ی تمام قرنها سختی ها و رنج ها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت. ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی. ولی ای امام کیست که این همه رنجها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه ای کوتاهی از این حرکت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان های حاغضر و آینده تاریخ می باشد؟ ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه کسانی با جان می خرند، جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند. بله ای امام! درد تو را جوانان درک می کنند، اینان که از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می کنند. ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود. ای امام! من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛ ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم هر روز که حمله ی دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از کار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می کردم و فریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را
گوشه هایی از وصیت نامه شهید دکتر مصطفی چمران "... به خاطر عشق است كه فداكاری می كنم. به خاطر عشق است كه به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است كه دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می كنم. عشق هدف حیات و محرك زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام. عشق است كه روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می كند، مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می كنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می كنم. لرزش یك برگ، نور یك ستاره دور، موریانه كوچك، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است. برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی، كه مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولین بار وصیت می كنم. خوشحالم كه در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترك گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره كرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم
وصیت نامه شهید سرلشکر خلبان عباس بابائی
همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد . . . ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد. . . . . . ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - امامان استفاده کن و کمک بگیر- نترس هر چه می خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن . هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی . مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه . البته بوسیله ایمانی که به خدا داری. ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد . اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن . تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه. هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز بخاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو. ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن ، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب ، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن . اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت ، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر. . . . . . ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم ولی می گویم شاید من مردم باید ملیحه ام همیشه خوشبخت باشد . هرگز اشتباه فکر نکند . همیشه فقط راه خدا را انتخاب بکند . چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد . ملیحه باید مجددا قول بدهی که همیشه با حجاب باشی . همیشه با ایمان باشی . همیشه به مردم کمک کنی . به همه محبت کنی . در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است و راه خداست . . . . . . اگه می خواهی عباس همیشه خوشحال باشد باید به حرفهایم گوش کنی . ملیحه هرچقدر میتونی درس بخون . درس بخون درس بخون . خوب فکر کن . به مردم کمک کن . کمک کن . خوب قضاوت کن . همیشه از خدا کمک بخواه . حتما نماز بخون . راه خدا را هرگز فراموش نکن . . . . . . همیشه بخاطرت این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را بسپار « کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید ، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود . . . ملیحه مهربانم هروقت نماز میخونی برام دعا کن . بیادت داغ بر دل می نشانم زدیده خون به دامن می فشانم چونی گر نالم از سوز جدایی نیستان را به آتش می کشانم
وصیتنامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاریترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد میزند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) . و السلام؛ محمد ابراهیم همت
هوالعزیز بسم الله الرحمن الرحیم به نام مقدس آخرین وصی و قائم آل محمد پیشوای غایب جهان و بشر وجود منزه امام زمان اعلی منزلت والا پایگاه مهدی عجل الله تعالی فرجه و حقق آمالنا و فیه آمین الله العالمین
برادران مسلمانم در سراسر دنیا، دوستان ثابت قدم خدا و محمد و آل محمد (ص) السلام علیكم و رحمه الله و بركاته ان الدنیا قد ادبرت و ان الاخره قد اقبلت. همانا دنیا از ما رو گردانده و آخرت به ما رو كرده است، آنچه از عمر ما گذشت و فانی شد از دنیا بود و آنچه بسوی ما رو كرده و بسویش شتابان میرویم آخرت است. پس بكوشید از ابناء این گذشته فانی نبوده از ابناء آن آینده حتمی باشید و خود را برای آن سرای جاوید آماده نمایید. (آه من قلة الزاد و بُعد السفر) امیر المومنین وجود اقدس علی (ع) كه جهانی پر از عشق و معرفت خدا بود و جهانی معرفت باید تا به شخصیتش كمی پی برد و جهان، وجود همانندش را پس از پسرعموی كرامش صلی الله علیه و آله ندیده و نخواهد دید, از قلت توشه و دوری و هیبت این سفر مینالید، بیایید و از خواب خرگوشی برخیزید و بپرهیزید از اینكه به بازی آزمایشی دنیا فریب خورده و آلوده شوید و تمام براهین استوار و آیات منیره خدا و حقایق نوربخش جهان را كه بسوی خدا و معاد از راه انبیاء عظام علیهم السلام و محمد و آل محمد (ص) رهبری میكنند فراموش كنید. ندایی در رویا رسیده كه گویا رفتنی هستم آه، آه، حاشا و كلا خدا نخواهد كه من و شما در زمره خاسرین و بدبختان قیامت و اصحاب جحیم شمرده شویم. آه، بشری كه تاب مشقات آسان و زودگذر دنیا را نداشته در مصیبت كوچكی متزلزل و عاجز گردیده بیتاب میشوی چگونه تن ناتوان و زبون را مهیای آن آتشی میكنی كه از غضب قهار خدای آتش و آب مشتعل گردیده است. آه، عجبا این بشر ضعیف كه با این سرعت ورود و خروجش از این آزمایشگاه دنیا طی گردیده هم آغوش خاك تیره میگردد با اینكه برای اصطبل و رباط هم معتقد است كه باید از سوی صاحبش قانون و دین و مقصودی باشد چگونه قانون و نظام دین و مقصود خدای جهان و نماینده و نماینده عزیزش وجود اقدس پیغمبر اسلام حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله توجهی نكرده محیط فكر و زندگی خود را از طویله و اصطبل هم تنزل داده خود را برای همیشه در آتش جهل و شهوت پستش كه افروزنده آتش غضب خداست میسوزاند؟ (اولئك كالانعام بل هم اضل) اینان مثل حیواناتند بلكه گمراهترند. آه، ای برادران، شما برای اتمام حجت حق و كسب رضای رحمان و طاعتش و برای نجات و تبرئه خود در پیشگاه عظیم خدای عزیز (و معذره الی ربكم) حق را بگویید و تبلیغ كنید و این بیچارگان را از بیچارگی فردا خبر دهید. و انذار نمایید و عدم رضای خودتان را نسبت به معاصی و نافرمانیها و تبهكاریها و طغیانهای آنها اعلام دارید (اما شاكراً و اما كفوراً) یا هدایت پذیر گردیده و یا كفران میكنند خدای عزیز از طاعتشان بینیاز بوده از معصیت آنها هم حكومت بیزوالش زیانی نبیند و جهنمش وسیع بوده (تقول هل من مزید) میگوید آیا سركش و عاصی بیشتری هستی؟ و الفاظ و فلسفههای پوچ و مظاهر رنگین و قدرتها و ژستها و لباسهای فریبنده دنیا در آنجا ذلیل و پوسیده گردیده و دردی دوا نمیكند و به كاری نمیخورد. آه از این غیبت طولانی، آه، برادران، من دیدم و دیده هر عاقلی میبیند كه محبت خدا از هر محبتی شیرینتر و اطاعت فرمانش از اطاعت شیطان و شهوت و نفس گرامیتر و پرهیز از عذاب آینده جاویدی كه انبیاء برای بدكاران وعده كردهاند از پرهیز معصیتهای زودگذر دنیا عاقلانهتر و امید به رحمت و نعمت و لذت الهی حتمی و بیآلام بهشت از امید به ذلت فانی و خیالی احتمالی دنیا پابرجاتر و استوارتر میباشد و گردانیدن عنان وفا و عاطفه و محبت و غیرت بسوی آفریننده عزیز وفا و غیرت و محبت و غیرت نزدیكتر و صحیحتر و به حق و به جا بوده و پروانه شمع محبت او گردیدن و در راهش سوختن و به دریای رحمت و لطفش پیوستن سعادتی است كه در زیر آسمان علم و عقل و وجود شهیرش فوق هر عنقا و همایی است كه در خاطرها خطور كند و در تصور اندیشه كنندگان بگنجد. آه به راه او خواستم كه دنیا را در برابر حقایق اسلام تسلیم نموده اسلام و مسلمین جهان را از چنگال جهل و شهوت و ظلم نجات داده احكام منور اسلام را اجرا نموده حیات نوینی با نشر اشعه معارف اسلام بر پیكر مردگان بشر امروز به یاری او ببخشم و حقیقت حیات انسانیت را جلوهگر سازم و اگر هزار سال هم بر این منوال پرچم فداكاری راه خدا و محمد و آل محمد را به یاری ذات اقدسش بدوش ناتوان خویش میكشیدم عاقبت مرگ بوده باید همه اینها مقدمه تحصیل رضای خدا میبوده باشد تا برای قلب شفا و نوری و برای آخرت، سرافرازی و سودی داشته باشد و الا هیچ، و خدا از اینها همه بینیاز بوده و میباشد (نیته المومن خیر من عمله) و نیت مومن بهتر از عملش بوده خدا به نیت پاك لطف میكند و بس. امید است به لطفش نیت پاكی و عشق سرشاری نسبت به ذاتش مرحمت فرموده به فضلش با ما رفتار فرماید. الحقنا الله بالحسین و جده و امه و ابیه و اخیه و ولده آمین الله العالمین. فراموش نكنید كه راه راست از هر كجا كج شد بیراهه و به سوی هلاكت است. و پس ای پیغمبر، راه از خانه اوصیاء او علی و یازده فرزند عزیزش تا امام زمان بوده كه زنده و غایب است (و بملا الله الارض به قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا) كه به اتفاق احادیث مسلمین (شیعه و سنی) خدا به وسیله او زمین را پر از عدل و داد میكند بعد از آنكه پر از ظلم و جور شود، انشاء الله. خداحافظ، بر شما وفاداران راه خدا همگی سلام. تهران، به یاری خدای توانا.
برادر شما سید مجتبی نواب صفوی 24جمادی الاولی 1374 هجری قمری 29 دیماه 1333 هجری شمسی
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 9:57  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 16:9  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
از جمله بزرگان كه به مسجد مقدّس جمكران خيلى علاقه داشتند حضرت آية الله العظمى آقاى سيد محمّد تقى خوانسارى (رحمه الله) متوفاى 1372 هـ . ق كه با مرحوم حضرت آية الله العظمى آقاى اراكى متوفاى 1415 هـ . ق پياده به مسجد شريف جمكران مى رفتند
مسجد مقدس جمکران گنجینه فنا ناپذیر شیعه
آقای سید حسن نصر الله (دبیر کل حزب الله لبنان) می گفت: یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت میگذشت کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود و خیلی به حزب الله سخت میگذشت کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند. موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم ایشان به ما امید دادند و فرمودند: شما پیروز می شوید، این چیزها زیاد مهم نیست پس اضافه کردند: من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار می گیوم که آماده شوید به جمکران برویم، راه قم را پیش میگیریم و راهی مسجد جمکران می شویم.
حضرت آية اللّه فاضل لنكرانى فرمودند: در دوران طلبگى من خيلى به مسجد جمكران مى رفتم شايد بيشتر از پانصد مرتبه باشد وكرامات زيادى در اين مسجد مقدّس ديده و شنيده ام
نحن ننادی یا زینب کبری سلام الله علیها
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 16:3  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
امام على النقى (عليه السلام) :
«اذا غاب صاحبكم عن دار الظالمين، فتوقّعوا الفرج». «زمانى كه صاحب و امام شما از ديار ستمگران غايب گشت، چشم انتظار فرج باشيد.»
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:50  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
امام جواد (عليه السلام) :
در باره اينكه چرا حضرت مهدى (عليه السلام)«منتظَر» ناميده میشود فرمود: «إن له غيبة يكثر ايامها و يطول امدها فينتظر خروجه المخلصون و ينكره المرتابون و يستهزئ به الجاحدون و يكذَّب فيها الوقاتون و يهلك فيها المستعجلون و ينجو فيها المسلّمون». «او را غيبتى هست كه زمانش زياد است و پايانش به طول می انجامد. پس مخلصين چشم انتظار قيام او میمانند و شك كنندگان به انكار او بر میخيزند و منكرين به استهزاى او میپردازند و تعيين كنندگان وقت ظهور مورد تكذيب قرار میگيرند و عجله كنندگان در آن هلاك میشوند و تسليم شدگان نجات میيابند.»
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:49  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
امام زين العابدين (عليه السلام):
«إن للقائم منّا غيبتين، احداهما أطول من الأخرى... فيطول أمرها حتى يرجع عن هذا الامر اكثر من يقول به، فلايثبت عليه اِلاّ من قوى يقينه و صحّت معرفته و لم يجد فى نفسه حرجاً ممّا قضينا و سلّم لنا اهل البيت.» «براى قائم ما دو غيبت هست. يكى از آن دو طولانىتر از ديگرى است... و آن قدر طول خواهد كشيد كه اكثر معتقدين به ولايت، از او دست خواهند كشيد. در آن زمان كسى بر امامت و ولايت او ثابت قدم و استوار نمیماند مگر آن كه ايمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خويش نسبت به حكم و قضاوت ما هيچ گرفتگى و كراهتى احساس نكند و تسليم ما اهلبيت باشد.»
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:46  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
شهادت بی بی سکینه خاتون را به امام زمان و مقام معظم رهبری و شهدا و امام خمینی و جمیع شیعیان و محبین تعزیت میگوییم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:27  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:5  توسط رفقای گلزار آقا علی بن جعفر(علیه السلام)
|
|
|

